تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - منتخباتى از يادداشتهاى زير زمينى - تاليف داستايوسكى
كه بخواهيم عقلايى مى خواهيم ، چون امروز ما فقط با عقل فكر مى كنيم ، ولى ما عقلمان را نمى خواهيم ، و در نتيجه ممكن است كه هر چيز ، و لو مضر و غير صالح باشد بتوانيم ، آرزو كنيم و بخواهيم . . . اما در آن روز چون كليهء آرزوها و افكارمان را دقيقاً قبلًا حساب خواهيم كرد و يك بار براى هميشه قوانين اين ارادهء آزاد را كه مى گويند كشف خواهد شد ، و بالنتيجه محصول كار ما همان تقويم و صورت سياهه مى شود . به طورى مى شود كه باز ما عملا از روى اين تقويم و صورت سياهه ، اراده خواهيم كرد ، و اگر چيزى بخواهيم بر طبق آن صورت خواهيم خواست ، زيرا وقتى براى من حساب كردند ، و ثابت كردند ، كه اگر مثلًا روزى به يك نفر در خيابان دهن كجى كردم ، فقط به اين دليل اين كار را كردهام ، كه مجبور رودم و بايستى در آن لحظه آن كار را مى كردم ، يعنى در آن دقيقه حتما مى بايستى تغيير قيافه مى دادم و دهن كجى كردن خود را مى نماياندم .
حالا مى خواهم بدانم كه در آن صورت ، ديگر چه آزادى براى من باقى مى ماند ؟ بخصوص در صورتى كه شخص فهميده و تحصيل كردهاى نيز باشم و تحصيلات علمى خودم را هم مثلًا در يكى از دانشكده ها به پايان رسانيده باشم .
پس مى توانم سى سال زندگانى خودم را قبلًا پيش بينى و حساب كنم . يك كلام ، اگر به آن جا رسيديم ، به جاى ثابت و لا يتغير رسيديم ، ديگر به همان نهج ادامه مى يابد و ما مجبور هستيم ، هر چه كه هست همان طور بپذيريم ، بله ، در آن صورت پى در پى بايد به خود تلقين كنيم كه طبيعت در صورتى هم كه ما ناراضى باشيم و بعلتى مويه و فرياد و فغان كنيم ، و از خود عدم رضايت و تسليم نشان بدهيم و پكر باشيم ، از ما نمى پرسد چه مى خواهى و ارادى تو چيست . بايد هر چيزى را چنانچه هست بپذيريم و قبول كنيم ، نه آن چنان كه ميل داريم باشد ، اگر واقعا بر طبق اين تقويم حساب شده عمل كنيم ، و . . . و مثلًا قرع و انبيق شيميايى خواهد شد كه مى دانيم از آن چه بيرون مى آيد ، و خوب ، در آن صورت نيز كارى نمى توان كرد ، بايد محصول اين قرع و انبيق را نيز همچنان كه هست بپذيريم ، و الا طبيعت خودش بدون در