دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٩ - ٤/ ٧ غلامى از غلامان امام
آنان را نزد على ٧ آورد. مصقلة بن هبيره آنان را به صدهزار درهم خريد و آزاد كرد و پنجاه هزار [درهم] نزد آن حضرت فرستاد. امام هم نپذيرفت. او هم اموال را بيرون برد و در خانهاش آنها را زير خاك كرد و به معاويه پيوست. على ٧ هم خانه او را ويران كرد، ولى آزادى آنان را تنفيذ كرد.
ر. ك: ج ١٣ ص ٥٦١ (مصقلة بن هبيره).
٤/ ٧
غلامى از غلامان امام
٢٧٨٧. امام صادق ٧: يكى از غلامان امير مؤمنان از آن حضرت مالى خواست. فرمود: «سهم من كه رسيد، با تو قسمت مىكنم». گفت: برايم بس نيست.
نزد معاويه رفت. معاويه هم به او اموالى بخشيد. وى نامهاى به امير مؤمنان نوشت و اموالى را كه دريافت كرده بود، به آن حضرت خبر داد. امير مؤمنان به او نوشت:
«امّا بعد؛ مالى كه در دست توست، پيش از تو صاحبانى داشته و پس از تو نيز به آنان خواهد رسيد. سهم تو همانقدر است كه براى خويش آماده كردهاى. صلاح خود را بر صلاح فرزندانت برگزين. تو ثروت را براى يكى از دو نفر گرد مىآورى: يا مردى است كه با آن ثروت، در مسير طاعت خدا كار مىكند و با آنچه تو بدبخت شدى او سعادتمند مىشود، يا مردى است كه با آن در نافرمانى خدا كار مىكند. پس با ثروتىكه برايشاندوختهاى تو بدبختمىشوى. هيچيك از اين دو شايسته نيست كه بر خودت ترجيح دهى و بار آنها را بر دوش خود بكشى. پس نسبت به گذشتگان اميد رحمت خدا را داشته باش و نسبت به ماندگان به رزق خدا اعتماد كن».