دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٣ - ٤/ ٣ حنظله كاتب
مطيعان و تفرقهانگيزان و وحدتطلبان، نزد حاكمان دادگر و سرچشمههاى نيكى، در كيفر يكسان باشند، تا آن كه رفتار تو را با نجاشى ديدم. دلهايمان را رنجاندى و كار ما را پريشان ساختى و ما را به راهى كشاندى كه فكر مىكرديم پوينده اين راه، جهنّمى است.
على ٧ فرمود: «اين بزرگ است، مگر بر خاشعان». اى برادرِ نهدى! جز اين است كه او يكى از مسلمانان است كه حرمتى از حرمتهاى الهى را شكسته است، ما هم حدّى بر او جارى كرديم كه كفّارهاش بود؟! خداوند مىفرمايد: «زشتى كار گروهى شما را به بىعدالتى وادار نكند. دادگرى پيشه كنيد كه به تقوا نزديكتر است»».
طارق از نزد على ٧ بيرون آمد، در حالى كه عذرخواه بود و پذيراى اجراى حدّ. مالك اشتر به او برخورد و به وى گفت: طارق! تو به امير مؤمنان گفتهاى كه: دلهاى ما را رنجاندى و كارهايمان را پريشان ساختى؟
طارق گفت: آرى، من گفتهام.
مالك اشتر به او گفت: به خدا سوگند، آن چنان نيست كه گفتهاى. همانا دلهاى ما مطيع و شنواى او و كارهايمان براى او هماهنگ و يكپارچه است.
طارق خشمگين شد و گفت: اى مالك! به زودى خواهى فهميد كه نه چنان است كه گفتى. شب كه فرا رسيد، او و نجاشى به سوى معاويه گريختند.
٤/ ٣
حنظله كاتب
٢٧٨٢. وقعة صِفّين به نقل از نضر بن صالح: على ٧ در پى حنظلة بن ربيع، معروف به حنظله كاتب فرستاد كه از صحابيان بود و فرمود: «اى حنظله! بر منى يا با من؟».