دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٩ - ٣/ ٧ دردتان چيست و درمانتان كدام است؟
امّا آگاه باشيد كه اين اخبار را به افراد ويژه كه ايمن از كفر و غلوّند، باز خواهم گفت. به خدايى كه او را به حق برانگيخت و بر مردمان برگزيد سوگند، جز راست نمىگويم. همه اينها را با من درميان نهاده است و اينكه چه كس در كجا هلاك مىگردد و چه كس در كجا نجات مىيابد و اين كار [خلافت] به كجا خواهد انجاميد، و مطلبى باقى نگذاشت كه از خاطرم بگذرد، مگر آنكه بر گوشم خوانده و آن را برايم بيان كرده است.
اى مردم! به خدا سوگند، من هرگز شما را به طاعتى فرا نمىخوانم، مگر آن كه پيش از شما خود بر آن مىشتابم و از گناهى نهى نمىكنم، جز آن كه پيش از شما خودم از آن دست مىكشم.
٣/ ٧
دردتان چيست و درمانتان كدام است؟
٢٧٦٩. أنساب الأشراف: چون على ٧ كوفيان را به جنگ فراخواند و آنان سستى و كُندى كردند، عتاب و سرزنششان كرد و چون ناتوانى آنان آشكار شد و بيم آن داشت كه كار آنان به ترك جنگ و يارى بينجامد، بزرگان كوفه و پيروانش را كه به خيرخواهى و اطاعتشان اعتماد داشت، فراخواند و فرمود:
«حمد خداى راست. گواهى مىدهم كه جز خدا معبودى نيست و محمّد ٦ بنده و فرستاده اوست. اما بعد؛ اى مردم! شما مرا به اين بيعت فرا خوانديد و من آن را بر شما رد نكردم. سپس بر زمامدارى با من بيعت كرديد، در حالى كه از شما نخواسته بودم. عدّهاى بر من شوريدند، كه خداوند زحمت آنان را كفايت كرد و به خاكشان افكند و ناكامشان كرد و بدخواهى را به خودشان بازگرداند.
عدّهاى ماندهاند كه در اسلام، پديدههاى تازه و بدعت مىآفرينند، به دلخواه عمل مىكنند و به ناحق داورى مىكنند. شايسته آنچه ادّعا مىكنند، نيستند. كسانىاند كه وقتى به آنان گفته مىشود گامى به جلو برداريد، جلو مىروند و چون گفته مىشود روى آوريد، مىآيند. آن گونه كه باطل را مىشناسند حق را نمىشناسند و آن گونه كه حق را باطل