دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ٩/ ٦ شهادت هاشم بن عتبه
پس هاشم پيش تاخت ... و مردى از [قبيله] عذره كه پرچمدار ذو كلاع بود، [به وى] حمله بُرد و دو ضربه ردّ و بدل كردند. هاشم با ضربه خويش او را بكشت. كشتگان بسيار شدند و ذو كلاع، حمله آورد و افراد بر هم شمشير كشيدند و هر دو (هاشم و ذو كلاع) كشته شدند و فرزندِ هاشم، پرچم را برداشت.
٢٥٠١. مروج الذّهب: هاشم بن عُتْبه مرقال با ذو كلاع كه همراه [مردان قبيله] حِمْيَر بود، رويارو شد. پس پرچمدار ذو كلاع به وى حمله بُرد ... و دو ضربه بر هم نواختند و هاشم مرقال با ضربه خويش، وى را كُشت و پس از او، نوزده مرد را كُشت.
هاشم مِرقال، هجوم آورد و ذو كلاع [نيز] حمله كرد. همراهِ مرقال، دستهاى از مردانِ [قبيله] اسلَم بودند كه سوگند خورده بودند باز نگردند، مگر آن كه پيروز شوند يا كشته گردند.
پس افراد، شمشير بركشيدند و هاشم مرقال و ذو كلاع، هر دو كشته شدند. آنگاه، فرزندِ مرقال پرچم را گرفت، حال آن كه پدرش در وسط ميدان نبرد كشته شده بود.
٢٥٠٢. مروج الذّهب: آنگاه كه هاشم مرقال، بر زمين افتاده و جان مىسپرد، سرش را بلند كرد و ديد كه عبيد اللّه بن عمر [بن خطّاب]، نزديك وى مجروح [بر خاك] افتاده است. سينهخيزان، به او نزديك شد و از آنجا كه نه سلاحى داشت و نه توانى، سينه عبيد اللّه را به دندان گَزيد تا دندانهايش در [گوشت] او فرو رفت.
٢٥٠٣. الأخبار الطّوال: على ٧ پرچمِ بزرگِ سپاهش را به هاشم بن عتبه سپرد. او با اين پرچم، سراسر روز را جنگيد و شبانگاهان يارانش از هم به سختى پراكنده شدند. هاشم، همراه ياران پايدار و دليرش، پايمردى مىكرد. آنگاه، حارث بن مُنذر تَنوخى بر آنان يورش بُرد و ضربهاى سخت و درون شكاف بر هاشم فرود آورد؛ امّا هاشم از