دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٩ - ٧/ ٩ خبر دادن امام از ادامه يافتن راه خوارج در تاريخ
على ٧ گفت: «نه؛ سوگند به آن كه جانم به دست اوست، همانا از ايشان، كسانى در صُلبهاى مرداناند كه هنوز زنان، آنها را آبستن نشدهاند؛ و هر آينه، واپسينِ آنان دزدان و جامهربايان خواهند بود».
٢٧٣٨. المعجم الأوسط به نقل از ابوجعفر فَرّاء: على ٧ از يكى از پسرانش، حسن يا حسين ٨، شنيد كه مىگفت: ستايش، از آنِ خدايى است كه امّت محمد ٦ را از اين جماعت، راحت بخشيد.
على ٧ گفت: «اگر از امّت محمد ٦، جز سه تن نمانده باشند، يكى از ايشان بر انديشه اينان خواهد بود. ايشان در صُلبهاى مردان و زهدانهاى زناناند».
٢٧٣٩. شرح نهج البلاغة درباره خوارج: خبر دادنِ وى درباره ايشان صحيح بود كه گفت: همه آنان در ماجراى نهروان هلاك نشدهاند و اين، آيينى است كه جماعتى هنوز به دنيا نيامده، دعوتگر آن خواهند شد. و همين نيز رخ داد. و همچنين خبردادنش در اين باب نيز صحيح بود كه واپسينِ آنها دزدانى غارتگر خواهند بود. همانا آيين خوارج از ميان رفت و مردانش نابود شدند، چندان كه كار به جايى رسيد كه راهزنانِ فسقپيشه و فسادگر در زمين، در پى آنان ظهور كردند.
٢٧٤٠. تاريخ بغداد به نقل از حَبّه عُرَنى: چوناز [نبرد] نهروان فراغتيافتيم، مردى گفت: به خدا سوگند، از اين پس، هيچيك از خوارج ظهور نخواهند كرد.
على ٧ گفت: «باز ايست! اين سخن را مگو! سوگند به آن كه دانه را شكافيد و جنبنده را آفريد، همانا ايشان در صُلبهاى مردان و زهدانهاى زناناند؛ و همواره پديدار خواهند شد تا آن كه دستهاى از ايشان در ميان دو نهر ظهور مىكند و مردى از فرزندان من بر ايشان مىتازد و هلاكشان مىسازد و از آن پس، ديگر باز نمىگردند».