دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٩ - ٧/ ٦ تار و مار شدن خوارج در زمانى كوتاه
چندان مجالشان ندادند تا آنان را از پاى درآوردند.
چون حمزة بن سنان، فرمانده سوارهنظام خوارج، هلاكت ايشان را نگريست، يارانش را ندا داد كه فرود آيند. هنوز فرود نيامده و استقرار نيافته بودند كه اسود بن قيس مرادى بر ايشان تاخت و سواران از جانب على ٧ به سوى آنان فراز آمدند و در زمانى كوتاه، همه، تار و مار شدند.
٢٧٢٧. تاريخ الطبرى به نقل از حكيم بن سعد، در وصف نبرد نهروان: آن نبرد بيش از اين به درازا نينجاميد كه ما با اهل بصره درگير شديم و مهلتشان نداديم. گويى كه به ايشان گفته شده بود: «بميريد!». پس مُردند، پيش از آن كه اقتدارى يابند يا غلبهاى پيدا كنند.
٢٧٢٨. الإمامة و السّياسة به نقل از ثَعلَبى: خوارج را ديدم آنگاه كه نيزهها و تيرها به سويشان روان شدند، گويى بُزهايى بودند كه مىخواستند با شاخهايشان خود را از باران حفظ كنند. سپس سوارهنظام از راست و چپ به ايشان حمله آورد و على ٧ در قلب سپاه [بود و همه] با شمشيرها و نيزهها به آنان تاختند. پس به خدا سوگند، به اندازه فاصله ميان دو شير دوشى نپاييدند تا خداوند، هلاكشان كرد، گويى به ايشان گفته شده بود: «بميريد!». پس مُردند.
٢٧٢٩. الأخبار الطّوال در بيان آغاز جنگ: على ٧ به يارانش گفت: «پيش از آن كه ايشان جنگ را آغاز كنند، به آنها هجوم نبريد».
پس خوارج ندا در دادند: داورى تنها از آنِ خداست، هر چند مشركان نپسندند! سپس [همگى] همچون يك مرد، هماهنگ به سوى ياران على ٧ تاختند. از شدّت هجومشان، سواران على ٧ پايدارى نورزيدند. خوارج دو دسته شدند: گروهى به جناح راست و گروهى به جناح چپ روى آوردند.
ياران على ٧ به ايشان حمله آوردند. قيس بن معاويه بُرجُمى، از ياران على ٧، بر شريح بن اوفى تاخت و با شمشير، ضربهاى بر پايش فرود آورد و آن را قطع كرد. پس وى با يك پا به نبرد ادامه داد، حال آن كه مىگفت: نرينه، در بند [نيز] از آنچه برايش مانده حمايت مىكند!