دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - ٦/ ٢ خطابه امام در ميان صف دو سپاه
گواهى دهم؟! اگر چنين كنم، هر آينه به گمراهى افتم و از رهيافتگان نباشم». سپس از ايشان روى گردانْد.
٢٧١٥. تاريخ بغداد به نقل از جابر: همانا در روز نهروان شاهد بودم كه على ٧، چون آن جماعت را ديد، به يارانش گفت: «باز ايستيد!». سپس ايشان را ندا داد: «كشندگان عبد اللّه بن خبّاب را به ما سپاريد تا قصاصشان كنيم» و عبد اللّه، كارگزار على ٧ در نهروان بود.
گفتند: ما، همه، او را كشتيم!
٦/ ٢
خطابه امام در ميان صف دو سپاه
٢٧١٦. الأخبار الموفّقيّات به نقل از على بن صالح: چون صف دو سپاه در نهروان آرايش نظامى گرفتند، امير مؤمنان على بن ابى طالب، ميان دو صف آمد و سپس گفت: «امّا بعد؛ اى جماعتى كه رسمِ ستيزه و گمراهى به شورشتان وا داشته و خواهش نَفْس و انحراف، از حق دورتان كرده است! همانا بيمتان مىدهم كه فردا صبحگاهان، بر كناره اين نهر يا كرانه اين صحرا بىجان بيفتيد، بى آن كه از پروردگارتان دليلى روشن و حجّتى آشكار داشته باشيد. آيا من شما را از اين داورى نهى نكردم و برحذر نداشتم و آگاهتان نكردم كه درخواست داورى از سوى اين مردم [شامى] فريبگرى و نيرنگورزى است؟
پس، از فرمان من سرپيچيديد و خِردورزى را كنار نهاديد و نافرمانىام كرديد، چندان كه به داورى تن دادم؛ و از آن دو داور، پيمان و ميثاق ستاندم و فرمانشان دادم كه آنچه را قرآن زنده داشته، زنده دارند و آنچه را قرآن ميرانده، بميرانند؛ [امّا] از فرمانم سرْ باز زدند و به خواهش نَفْس رفتار كردند. از اين رو، ما بر همان امر نخستين هستيم. پس به كجا روانيد و كجا به سرگشتگى كشانده مىشويد؟».
خطيبِ خوارج گفت: امّا بعد؛ اى على! آنگاه كه ما به داورى روى آورديم، مرتكب كفر شديم. پس اگر تو [نيز] همانند ما توبه كنى، ما با تو و از توايم؛ و اگر خوددارى كنى،