دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧ - ٩/ ٥ نبرد هاشم بن عتبه و توبه يك جوان
بگزارند. و تا بودند، شيوه ايشان همين بود، تا اينكه به جنگ رفتند و اويس و گروهى از يارانش در جمعِ پيادگان، پيشاپيش علىّ بن ابى طالب ٧، شهيد شدند. خداى از همه ايشان خشنود باد!
٢٤٩٦. المستدرك على الصّحيحين به نقل از علىّ بن حكيم: هنگامى در مجلس شريك، از اويس قرنى ياد شد، وى گفت: او در جمع پيادگان، همراه على بن ابى طالب ٧ كشته شد.
٢٤٩٧. تاريخ دمشق به نقل از سعيد بن مُسَيِّب، در يادكرد از اوَيس قَرَنى: در روزگار على ٧ باز گشت و پيشاپيشِ وى جنگيد و در صِفّين، پيش روى او شهيد شد. وقتى در او نگريستند، ديدند كه چهل و اندى جراحتِ نيزه و شمشير و تير بر اندام اوست.
٩/ ٥
نبرد هاشم بن عُتْبه و توبه يك جوان
٢٤٩٨. تاريخ الطبرى به نقل از ابو سلمه: هنگام غروب، هاشم بن عُتْبه زُهْرى يارانش را فراخواند و گفت: هَلا! هر كس خدا و سراى آخرت را مىطلبد، به من روى آورَد.
انبوهى از مردم به او روى آوردند و او با زبده يارانش، چند بار بر شاميان به سختى يورش بُرد؛ امّا از هر سوى كه حمله مىكرد، با مقاومت روبهرو مىشد و نبردى سخت مىكرد.
پس به يارانش گفت: مبادا مقاومت ايشان، شما را به هراس اندازد! به خدا سوگند، آنچه از ايشان مىبينيد، تنها تعصّب عربى است و اين مقاومت، زير پرچم همين تعصّب و بر محور آن صورت مىپذيرد؛ و همانا ايشان در گمراهىاند و شما بر حقّيد. اى گروه! مقاومت ورزيد و پايمردى كنيد و گِرد هم آييد تا همگى با وقار و آرامش به سوى دشمنمان حركت كنيم. آنگاه، استوارى ورزيد، يكديگر را يارى كنيد و خداوند را ياد آوريد. كسى از برادرش درخواستِ [نا بجا] نكند و به اين سو و آن سو، بسيار ننگريد.