دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣ - ٥/ ٣ اردو زدن امام در دو فرسنگى نهروان
ابو ايّوب خالد بن زيد انصارى [هم] با ايشان به سخن پرداخت و گفت: اى بندگان خدا! ما و شما بر همان حال نخست هستيم كه از پيش برآن بوديم. ميان ما و شما جدايى نيست. پس چرا با ما مىجنگيد؟
گفتند: اگر امروز با شما بيعت كنيم، فردا [باز هم] به داورى تن خواهيد داد.
گفت: شما را به خدا سوگند مىدهم كه به دليل بيم از آنچه در آينده پيش خواهد آمد، فتنه امروز را پيش نيندازيد!
٥/ ٣
اردو زدن امام در دو فرسنگىِ نهروان
٢٧٠٣. الفتوح: على ٧ روان شد تا در دو فرسنگىِ نهروان فرود آمد. پس غلامش را فرا خوانْد و به وى گفت: «به سوى اين قوم مَركَب بران و از جانب من به ايشان بگو:" چه چيز شما را وا داشت تا بر من بشوريد؟ آيا در حكمرانى بر شما راه اعتدال را فرو نهادم؟ آيا در تقسيم بيت المال براى شما عدل نورزيدم؟ آيا حقّ شما از بيت المال را ميانتان تقسيم نكردم؟ آيا به خُردِتان مهر نورزيدم و بزرگتان را حرمت ننهادم؟ آيا نمىدانيد كه من شما را به بندگى نگرفتم و مالتان را [به اين و آن] نبخشيدم؟" و بنگر كه آنان چه پاسخى به تو مىدهند. اگر دشنامت دادند، شكيبايى كن. مبادا كه به هيچ يك از ايشان پاسخ دهى!».
پس غلام حركت كرد تا نزد آن جماعت در نهروان رسيد و به ايشان گفت كه على ٧، او را به چه فرمان داده است. خوارج به وى گفتند: نزد امير خود بازگرد كه ما هرگز پاسخ او را در آنچه او مىخواهد، نخواهيم داد؛ زيرا بيم داريم كه با گفتار نيكويش ما را بازگردانَد، همانسان كه برادرانمان، عبد اللّه بن كوّاء و يارانش را در حَروراء بازگردانْد. و خداى فرازمند مىفرمايد: «بلكه آنان (قريشيان) گروهى احتجاجگرند». و مولاى تو، على، از جمله ايشان است. پس نزد او بازگرد و به وى گزارش ده كه گرد هم آمدن ما در اينجا، تنها براى جهاد و جنگ با اوست، نه براى چيز ديگر.