دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١ - ٣/ ٣ روانه كردن عبد الله بن عباس به سوى خوارج
پس ابن عبّاس به سويشان روى نهاد، چندان كه به ايشان رسيد و در ديدرَس ايشان آمد و يكى از آنان، او را ندا داد و گفت: واى بر تو ابن عبّاس! آيا همانند رفيقت، على بن ابى طالب، به پروردگار خويش كفر ورزيدهاى؟
ابن عبّاس گفت: مرا ياراى آن نيست كه با همه شما سخن گويم؛ پس بنگريد كه كداميك از شما به رفتار و كردار خويش، آگاهتر است تا او نزد من آيد و با وى سخن گويم.
آنگاه، يكى از ايشان به نام عتّاب بن اعوَر ثَعْلَبى برون آمد و روياروى ابن عبّاس ايستاد؛ و گويى كه قرآن پيشِ چشمانش قرار دارد، به سخن گفتن و دليلآورى و گفتار طبق دلخواه خويش پرداخت.
ابن عبّاس سكوت گزيده بود و هيچ نمىگفت. چون وى از سخن باز ايستاد، ابن عبّاس به وى نزديك شد و گفت: مىخواهم براى تو مَثَلى بزنم؛ اگر انديشهورى، در آن بينديش!
آن خارجى گفت: آنچه در نظر دارى، بگو!
ابن عبّاس به او گفت: مرا خبر ده كه آيا مىدانى اين سرزمين اسلامى از آنِ كيست و چه كس آن را بنا نهاد؟
آن خارجى گفت: آرى؛ اين سرزمين، از آنِ خداى عز و جل است و او، آن را براى پيامبرانش و اطاعتگرانش بنا نهاد و سپس پيامبرانش را برانگيخت تا امّتها را فرمان دهند كه جز خدا را نپرستند. گروهى ايمان آوردند و گروهى كفر ورزيدند؛ و واپسين پيامبرى كه خدا برانگيخت، محمّد بود.
ابن عبّاس گفت: راست گفتى. امّا خبرم ده آنگاه كه محمّد ٦ در سرزمين اسلام برانگيخته شد و آن را همانندِ ديگر پيامبران، بنا كرد، آيا بنيان آن را استوار ساخت و حدودش را تبيين فرمود و امّت را از راهها و راهكارها و شريعتهاى احكام و نشانههاى دين خود آگاه ساخت؟
خارجى گفت: آرى؛ محمّد چنين كرد.
ابن عبّاس گفت: اكنون مرا خبرده آيا محمّد ٦ در ميان اين امّت باقى ماند يا از آن رحلت كرد؟
خارجى گفت: آرى؛ از آن رحلت كرد.