دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٠ - (٤) نقش عوامل نفوذى
اندكى رازهاى توطئه روشن شد، همان فريبخوردگان، على ٧ را به ارتكاب گناه متّهم كردند و از او خواستند توبه كند و چون على ٧ با تعبيرى لطيف خواست فتنه را خاموش كند و نيروها را به سوى شام بسيج كند، اشعث فتنهجويى را ادامه داد و بار ديگر فريب خوردگان را كه مىرفتند سر بر آستان حق نهند، به جايگاه آغازينشان برگردانْد و فتنه را شعلهورتر كرد.[١]
بدين سان، او تخم فتنه را كاشت و با كسان بسيارى سرِ خويش گرفت و از سپاه على ٧ بيرون رفت و آهنگ كوفه كرد.
اشعث، جانى آلوده و ذهنى بيمار و موضعى خصمانه داشت، و بدينسان، نقش فتنهگرى خود را به گونهاى بس مؤثّر در جريان نهروان بازى كرد. او نه براساس معيارهاى الهى و انسانى، بلكه بر اساس هواهاى نفسانى، گرايشهاىِ مادّى و عصبيّتهاى قبيلهاى موضع مىگرفت. اين نكته نيز گفتنى است كه چون على ٧ عبد اللّه بن عباس را به عنوان حَكَمْ پيشنهاد كرد، اشعث گفت:
لا وَاللّهِ لا يَحكُمُ فيها مُضَرِيّانِ حَتّى تَقومَ السّاعَةُ! ولكِنِ اجعَلهُ رَجُلًا مِن أهلِ اليَمَنِ إذ جَعَلوا رَجُلًا مِن مُضَرَ.
فَقالَ عَلِيٌّ ٧: إنّي أخافُ أن يُخدَعَ يَمَنِيُّكُم، فَإنَّ عَمرا لَيسَ مِنَ اللّهِ في شَيءٍ إذا كانَ لَهُ في أمرٍ هَوىً.
فَقالَ الأَشعَثُ: وَاللّهِ لَأَن يَحكُما بِبَعضِ ما نَكرَهُ و أحَدُهُما مِن أهلِ اليَمَنِ، أحَبُّ إلَينا مِن أن يَكونَ بَعضُ ما نُحِبُّ في حُكمِهِما وهُما مُضَرِيّانِ![٢]
نه! به خدا سوگند، تا قيامت بر پا شود، نبايد دو تن از مُضَر در اين بابْ داورى كنند. اكنون كه ايشان مردى از مُضَر را به داورى گزيدهاند، تو مردى از يمن
[١]. شرح نهج البلاغة: ج ٢ ص ٢٨٠.
[٢]. وقعة صفّين: ص ٥٠٠. نيز، ر. ك: ح ٢٥٨٨.