دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٠ - ژرفاى جهالت خوارج
خواب در حال يقين، بهتر است از نماز در حال ترديد.
ژرفاى جهالت خوارج
جهالت خوارج، بسى شگفت است. آنان حتّى تا فرجام نبردى كه به راه انداخته بودند و بر سر آن جان باختند، در ترديد به سر مىبردند؛ امّا از لجاجت دست برنمىداشتند. اين نكته در تحليل شخصيت خوارج، مهم است. يعنى اينان به رغم آن همه تندروى در عمل، تكيهگاه محكمى در عقايد نداشتند. چنين است كه هنگام هلاكت يكى از آنان در نبرد نهروان، وقتى مىگويند: سفر به بهشت، گوارا باد! رهبر آنان عبد اللّه بن وَهْب مىگويد: نمىدانم به بهشت مىرود يا به جهنّم!
مردى از بنىاسد كه اين منظره را مىنگريست، گفت: من گول اين مرد را خوردم و در جنگ، حاضر شدم و اكنون مىبينم كه خودش در ترديد است. آنگاه با گروه خودش از آنان جدا شد و به سمت ابو ايّوب انصارى آمد.[١]
پاسخ امام صادق ٧ در باره خوارج، خواندنى و تأمّل كردنى است كه هم به خوارج، عنوان «مُردَّد (شكّاك)» داده است و هم چگونگى مواضع آنان را به لحاظ روانى باز گفته است. جميل بن دُرّاج مىگويد:
مردى از امام صادق ٧ پرسيد:
آيا خوارج در شك بودند؟
فرمود: «آرى».
پرسيد: چطور در شك بودند كه مبارز مىجستند [و به جنگ مىخواندند]؟
امام ٧ فرمود:
[١]. تهذيب الأحكام: ج ٦ ص ١٤٥ و ٢٥١، شرح نهج البلاغة: ج ٢ ص ٢٧٢ و ج ٥ ص ٩٦.