دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٣ - دگرگونى«قراء» به«مارقين»
پذيرش حكميّت و دست برداشتن از نبرد، ملزم كردند. آنان امام ٧ را تهديد كردند كه در غير اين صورت، او را خواهند كشت. امام ٧ به خاطر نفوذى كه آنان در سپاه داشتند، راهى جز پذيرش اين زورگويى بىبنياد جاهلانه نداشت. پس پيشنهاد آنان را پذيرفت و مالك را كه تا نزديكى خيمه فرماندهى معاويه پيش رفته بود، فرا خواند و بدينسان، ثبات نيرنگ و خُدعه رقم خورد و حاكميت على ٧ با مشكلى جدّى روبه رو شد.
جدا شدن قُرّاء از امام
چيزى نگذشت كه پردهها بالا رفت و نيرنگ معاويه عيان گشت و قاريانِ سطحىنگر به فريبخوردگى و اشتباه خود پى بردند؛ امّا شگفتا اين بار نيز به جاى اينكه بيدار شوند و آب رفته را به جوى بازگردانند، بر تندروى، جهل، افراط و يكسويهنگرى خودافزودند و خطايى بزرگتر را دامن زدند و گفتند اين عمل، موجب كفر بوده است. ما توبه مىكنيم و تو نيز چون كافر گشتهاى بايد توبه كنى و معاهده خود را با معاويه برهم زنى و جنگ را از سر بگيرى!
بىگمان، پذيرش عهدشكنى از جانب امام ٧ علاوه بر آنكه مخالف روش ايشان و دستورهاى اسلام بود سرانجامْ چنان مىشد كه گروهى مقدّسنماى ظاهرگراى افراطى چنان عرصه حكومت را بر امام ٧ تنگ كنند كه يكسره تصميمگيرى درباره جنگ و صلح، و سياست و اداره را از كف بدهد و امور كليدى از دستش خارج شود. از اين روى، امام ٧ با قدرت درمقابل اين خواسته جاهلانه افراطيان ايستاد؛ امّا قُرّاء به جاى تأمّل در نااستوارى موضع خود، باز بر سر همان تعمّق در دين و افراط در رفتار، اين بار به هنگام بازگشت از صِفّين از امامِ دينداران جدا شدند و در نزديكى كوفه در قريهاى به نام «حَروراء» اردو زدند.
دگرگونى «قُرّاء» به «مارقين»
بارى؛ پيشگويىهاى پيامبر ٦ تحقق يافت و كسانى كه چهرههاى برجسته مسلمانان در آن روزگار بودند، و جهاد و رزم و عبادت و زهدْ آميزه زندگىشان