دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١ - جريان قراء و شكلگيرى آن
اسلام، پايبند نمىمانند.
شگفتا كه اينان جامه زهد به تن دارند و ظاهرى عبادتگرانه يا قيافهاى زاهدانه؛ امّا از نگاه پيامبر ٦ از دين به دَر هستند و از حقيقت به دور. اينان عنوان «قارى» را نيز يدك مىكشيدند. طُرفه آن كه اين ويژگى آنان را نيز پيامبر ٦ بر نموده و چگونگىاش را روشن كرده است:
يَقرَؤونَ القُرآنَ لا يُجاوِزُ حَناجِرَهُم!
قرآن مىخوانند و قرآن از حنجرهايشان فراتر نمىرود.
عنوان «قارى»، از آن روى كه در تاريخ اسلام زمينهاى اجتماعى يافته، شايسته است كه به اجمالْ تبيين شود:
جريان قُرّاء و شكلگيرى آن
در جامعه اسلامى كسانى به نيكوخوانى قرآن شهره بودند. اينان در جامعه اسلامى از محبوبيتى شايان توجّه و رويكردى شايسته برخوردار بودند، تا بدان جا كه گاه در تعيين مناصب، عنوان «قارى» و از «قُرّاء» بودنْ امتيازى بهشمار مىرفت.[١]
اين گونه كسان در گذرگاه زمان فزونى يافتند. آنان براى مشخّص شدن خود، سرهاى خود را به گونهاى خاص مىتراشيدند[٢] و كلاه ويژهاى بر سر مىنهادند كه بدان «بُرنُس» گفته مىشد و آنان به آن جهت «اصحاب بَرانِس» نيز ناميده مىشدند.
قُرّاء در مكّه، مدينه، شام و كوفه پراكنده بودند؛ امّا بيشترين حضور آنان در كوفه بود.[٣] قُرّاء در امور سياسى غالبا شركت نمىكردند، امّا به روزگار عثمان، انتقاد عليه او را آغاز كردند. عثمان، انتقادها و درشتگويىهاى آنان را برنتابيد و آنان را تبعيد
[١]. تاريخ الطبرى: ج ٣ ص ٩٩، الطبقات الكبرى: ج ٢ ص ٣٥٢ و ج ١ ص ٢٢٦.
[٢]. ابن ابى الحديد گفته: علامت آنان اين بود كه وسط سرشان را مىتراشيدند و موها در اطراف سرشان مثل تاج، حلقهاى مىگشت( شرح نهج البلاغة: ج ٨ ص ١٢٣. نيز، ر. ك: بحار الأنوار: ج ٦٨ ص ٢٨٩).
[٣]. حياة الشعر فى الكوفة: ص ٢٤٤.