دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩ - ب نقض عهد
لذا در عهدنامه معروف خود به مالك اشتر نوشت:
و إن عَقَدتَ بَينَكَ و بَينَ عَدُوِّكَ عُقدَةً أو ألبَستَهُ مِنكَ ذِمَّةً فَحُط عَهدَكَ بِالوَفاءِ، وَ ارعَ ذِمَّتَكَ بِالأَمانَةِ، وَ اجعَل نَفسَكَ جُنَّةً دونَ ما أعطَيتَ؛ فَإِنَّهُ لَيسَ مِن فَرائِضِ اللّهِ شَيءٌ النّاسُ أشَدُّ عَلَيهِ اجتِماعا مَعَ تَفَرُّقِ أهوائِهِم و تَشَتُّتِ آرائِهِم مِن تَعظيمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ، و قَد لَزِمَ ذلِكَ المُشرِكونَ فيما بَينَهُم دونَ المُسلِمينَ؛ لِمَا استَوبَلوا مِن عَواقِبِ الغَدرِ. فَلا تَغدِرَنَّ بِذِمَّتِكَ، و لا تَخيسَنَّ (تَحبِسَنَّ) بِعَهدِكَ، و لا تَختِلَنَّ عَدُوَّكَ؛ فَإِنَّهُ لا يَجتَرِئُ عَلَى اللّهِ إلّا جاهِلٌ شَقِيٌّ، و قَد جَعَلَ اللّهُ عَهدَهُ و ذِمَّتَهُ أمنا أفضاهُ بَينَ العِبادِ بِرَحمَتِهِ، و حَريما يَسكُنونَ إلى مَنَعَتِهِ و يَستَفيضونَ إلى جِوارِهِ؛ فَلا إدغالَ و لا مُدالَسَةَ و لا خِداعَ فيهِ.[١]
و اگر با دشمنت پيمانى نهادى و در ذمّه (بر گردن) خود، او را امان دادى، به عهد خود وفا كن و آنچه بر ذمّه گرفتهاى، ادا كن و خود را چون سپرى در برابر پيمانت قرار بده؛ زيرا مردم بر هيچ چيز از واجبهاى خدا، به شدّتِ بزرگ شمردن وفاى به عهد، متّفق نيستند، با همه خواستههاى گوناگونى كه دارند و رأىهايى مخالف همديگر كه دارند. و افزون بر مسلمانان، مشركان نيز وفاى به عهد را در بين خود لازم مىشمارند؛ چون زيان ناگوار پيمان شكنى را چشيدهاند. پس در آنچه به عهده گرفتهاى، خيانت مكن و پيمانى را كه بستهاى، مشكن و دشمنى را كه در پيمان تو است، فريب مده؛ زيرا جز نادانِ بدبخت، بر خدا دليرى نمىكند و خداوند، پيمان و ذمّه خود را امان قرار داده و از روى رحمت به بندگان، آن را بر عهده همه نهاده است و چون حريمى استوار ساخته تا در آن بيارامند و به آن، پناه ببرند. پس در پيمان، نه خيانت و نه فريب و نه مكرى در كار است.
اگر امام على ٧ اين اصل اساسى اسلام را نقض كند، چه انتظارى از ديگران مىتوان داشت؟
[١]. نهج البلاغة: نامه ٥٣.