دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٢ - ٢ چرا ابو موسى؟
اتّفاق افتد و امام ٧ در صحنه درگيرى با شاميان مجبور شود با بخش عمدهاى از سپاه خود بجنگد.
هنگامى كه معاويه به اين نتيجه رسيد كه تاب مقاومت در برابر سپاه امام ٧ را ندارد و درصورت ادامه جنگ، پيروزى امام ٧ قطعى است، با شناختى كه از بخش عمدهاى از سپاه امام ٧ داشت، به پيشنهاد عمرو بن عاص، دو حيله شيطانى خطرناك در پيش گرفت: يكى براى آتشبس و توقّف موقّت جنگ، و دوم، متلاشى كردن و يا تضعيف نيروهاى امام ٧، وهر دو نيرنگ او با كمك عوامل نفوذىاى كه در سپاه امام ٧ داشت، نتيجه داد.
نيرنگ نخست، بالا بردن قرآن بر نيزهها و دعوت كردن امام ٧ به حكميّت قرآن بود كه جنگ را متوقّف كرد و نيرنگ دوم، داستان حكميّت بود كه خيلى پيچيدهتر اجرا شد، بهگونهاى كه سرانجامْ بخشى از كارآمدترين نيروهاى امام ٧ را رو در روى او قرار داد.
بههمان دليل كه امام ٧ بعدها ناچار شد در واقعه نهروان با ياران خود بجنگد، در واقعه صِفّين نيز چارهاى جز پذيرش فشار آنان و تن دادن به حكميّت نداشت. جمله معروف امام ٧ هنگام پذيرش حكميّت كه:
«لقد كنت أمسِ أميرا، فأصبحت اليوم مأمورا! وكنتُ أمس ناهيا، فأصبحت اليوم منهيّا!؛
تا ديروز، فرمانده بودم و امروز فرمانبر گشتهام و تا ديروز، خود، نهى كننده بودم و امروز، نهى شدهام»[١] نشان دهنده اين واقعيت تلخ است.
٢. چرا ابو موسى؟
برخى از محقّقان، احتمال منافق بودن ابو موسى اشعرى را دادهاند؛[٢] امّا اسناد تاريخى اين احتمال را تأييد نمىكنند، بلكه ظاهر سخنان امام ٧ درباره او برخلاف
[١]. ر. ك: ص ١٧٦ ح ٢٥٧٧.
[٢]. ر. ك: ج ١٣ ص ٦٥( ابو موسى اشعرى).