دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٥ - ١٤/ ٧ مذاكرات داوران
١٤/ ٦
اندرز امام به عمرو بن عاص
٢٦١٦. وقعة صِفّين به نقل از شقيق بن سَلَمه: على ٧، نامهاى به عمرو بن عاص نوشت و چنين اندرز و رهنمودش داد:
«امّا بعد؛ به راستى دنيا، [آدمى را] از هر چيز جز خودش باز مىدارد و دنيادار، هيچ بهرهاى از آن نمىگيرد، مگر اين كه [دريچه] طمعى [تازه] به رويش مىگشايد كه ميل به دنيا را در او مىافزايد و هرگز وى با آنچه به دست آورده، از آنچه به دست نياورده، بىنياز نمىشود؛ و در پسِ اين همه، بايد آنچه را گرد آورده ترك كند. نيكبخت آن است كه از ديگران پند پذيرد. سپس ابو عبد اللّه! اجر خود را تباه مكن و با معاويه در باطلخواهىاش همدست مشو!».
آنگاه، عمرو بن عاص به وى پاسخ نوشت: امّا بعد؛ مايه صلاح و الفت ما، بازگشت به حقّ است. به راستى، ما قرآن را ميان خود داور ساختهايم. پس ما را به آن اجابت كن. هر يك از ما به آنچه قرآن حكم كند، تن سپرده است و [بدينسان] پس از اين كشمكش، مردم عذر او را خواهند پذيرفت. والسلام!
پس على ٧ به او نوشت: «امّا بعد؛ آنچه از دنيا كه تو را دلبسته خويش كرده و سبب شده كه به آن اشتياق يابى و اعتماد كنى، به تو پشت خواهد كرد و از تو جدا خواهد شد. پس به دنيا اعتماد مكن كه سخت فريبنده است. و اگر از آنچه گذشته، عبرت پذيرى، آينده را حفظ مىكنى و از آنچه به تو اندرز داده مىشود، سود مىيابى. والسّلام!».
و عمرو به وى پاسخ داد: امّا بعد؛ آن كس انصاف ورزيده كه قرآن را پيشواى خود ساخته و مردم را به احكامش فرا خوانده است. پس اى ابو الحسن! صبر پيشه كن كه من تو را جز به مقصدى كه قرآن مىرساندت، نمىرسانم.
١٤/ ٧
مذاكرات داوران
٢٦١٧. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو جَناب كَلبى: آنگاه كه عمرو و ابو موسى در دَومَة الجَندَل ديدار كردند، عمرو شروع كرد به پيش انداختن ابوموسى در سخن گفتن و به وى مىگفت: تو پيش از من از اصحاب پيامبر خدا بودهاى و سنّ و سال تو نيز از من بيشتر