دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩ - ١٤/ ٣ سفارش شريح بن هانى به ابو موسى
١٤/ ٣
سفارش شريح بن هانى به ابو موسى
٢٦١٣. وقعة صِفّين به نقل از جُرجانى: آنگاه كه ابو موسى عزم حركت كرد، شُرَيح برخاست و دست ابو موسى را گرفت و گفت:
اى ابو موسى! تو به كارى گران گماشته شدهاى كه [اگر سستى كنى،] پراكندگى آن اصلاح نشود و شكافش بر هم نيايد. هر چه بهسود يا زيان خويشبگويى هر چند باطل باشد بهمنزله حق تلقّى مىشود و درستشمرده مىگردد.
و همانا اگر معاويه بر عراق حكومت يابد، همه عراقيان هلاك مىگردند؛ امّا اگر على بر شام حاكم شود، شاميان را بيمى نخواهد بود.
آن روزها كه به كوفه درآمدى، گونهاى بازداشتن مردم در كارنامه تو ثبت است كه اگر كارى همانندِ آن كنى، گمانِ بدى كه به تو مىرود، به يقين تبديل گردد و اميدى كه به تو بسته شده، به نوميدى بدل شود.
آنگاه شريح در اين باب گفت:
اى ابو موسى! در برابر بدترين دشمن افكنده شدهاى
جانم به قربانت! عراق را تباه مكن.
شام را به حق بده و آن را بگير
كه همانا امروز نيز همانند ديروز، هنوز مهلتى هست [، تباهشنكنى!].
و چون فردا با وضع خاصّ خود برسد
[بسته به درايت تو،] كار به خوشبختى يا تيرهبختى مىگذرد.
مبادا عمرو تو را بفريبد، كه همانا عمرو
در هر صبحگاه [و هر هنگام] دشمن خداست.
او را نيرنگهايى است كه عقل در آنها حيران مىشود
نيرنگهايى زراندود شده و آميخته به زيور و اشتباهآميز!
پس معاوية بن حرب را در اين حوادث
همچون بزرگى بىرقيب قرار مَدِه.