دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣ - ١٣/ ٢ نامه امام به فرزندش حسن در حاضرين
چون به خويشتن فكر كردم و از غيرِ خود، رويگردان شدم، پس انديشهام مرا منعطف ساخت و از خواهشهاى نَفْس باز داشت و حقيقتِ كارم را براى من آشكار ساخت و مرا به چنان كوششى برانگيخت كه در آن، بازيچه راه ندارد و به راستىاى رهنمونم گشت كه به دروغ، آميخته نيست.
تو را پارهاى از خويش، بلكه همه وجود خود يافتم، تا آنجا كه گويى هر چه تو را رسد، مرا رسيده و اگر مرگ تو را در آيد، مرا درآمده است. پس آنچه از كار خودم كه برايم مهم افتد، همان چيز از كار تو نيز برايم مهم آيد، و [لذا اين وصيّت را] برايت نوشتم تا تو را پشتوانهاى باشد، خواه من برايت بمانم و خواه درگذرم.
پسر عزيزم! تو را سفارش مىكنم به تقواى الهى و پيوسته از او فرمان بردن و آباد ساختن دلت با يادش و چنگ زدن به ريسمانش. و كدام رشته استوارتر از رشته ارتباط تو با خداست، اگر به آن درآويزى؟
دلت را به موعظه زنده بدار، و به پرهيز [از دنيا] بميران، به يقينْ نيرو بخش، به حكمتْ نورانى گردان، با ياد مرگْ رام نما، از او اعتراف بگير كه فانى است، به سختىهاى دنيا بينايش گردان، از هجوم روزگار و ديگرسانىهاى آشكار شبها و روزها هشدارش ده؛ و اخبار گذشتگان را بر آن عَرضه دار، يادش آور كه پيشينيانِ تو را چه رسيد؛ در سرزمينها و آثار ايشان سير كن و بنگر چه كردند و از كجا كوچيدند و در كجا فرود آمدند و منزل گزيدند. آنگاه، به درستى در مىيابى كه ايشان از دوستان جدا شده، به ديار غربت رخت بركشيدهاند؛ و گويا پس از اندك زمانى، تو نيز همانند يكى از ايشانى.
پس جايگاه آخرت خويش را آباد كن و آخرتت را به دنيايت مفروش و سخن گفتن درباره آنچه را نمىشناسى و نيز گفتگو درباره آنچه را بر عهدهات نيست، رها كن. در جادهاى كه مىترسى گمراهه باشد، گام مگذار، كه خوددارى به هنگام سرگردانىِ گمراهى، بهتر از درافتادن در ورطههاى هولناك است.
به نيكوكارى امر كن تا خود، از نيكوكاران گردى؛ با دست و زبانت، از زشتىها نهى كن وتلاشمندانه، از هر كه زشتكار است، دورى نما؛ در راه خدا چنان كه شايسته اوست، جهاد كن و مبادا كه در اين راه، سرزنشِ سرزنشگرى بازدارنده تو باشد.
براى حق، هر جا كه باشد، در ژرفاى گرداب [سختى] ها برو، دين را نيكو بياموز و خود را به تحمّلِ آنچه خوش نمىدارى عادت دِه، كه نيكو خُلقى است تحمّلورزى!
در همه كارها، خودت را در پناه معبودت آور، كه [اگر چنين كنى] آن را به پناهگاهى استوار و در پناهِ نگاهبانى عزّتمند درآوردهاى. در نيازخواهى از پروردگارت، اخلاص پيشه كن، كه عطا كردن و محروم داشتن به دست اوست.