دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٥ - ١٢/ ٤ اختلاف نظر ميان ياران امام
سپس در حالى كه اشعث پشت كرده بود، به روى وى شمشير بر كشيد و با شمشير بر سُرينِ استرش ضربه زد. استر برجَست و يمنىها ناراحت گشتند؛ همانان كه بيشينه ياران على درودهاى خدا بر او باد بودند.
آنگاه كه احنف چنين ديد، همراه جارية بن قُدامه و مسعود بن فدكى بن اعبد و شَبَث بن رِبعى رياحى نزد اشعث آمدند و از او طلب عفو كردند و او پذيرفت.
٢٦٠٢. مروج الذّهب: آنگاه كه ماجراى داورى پيش آمد، آن جمعيّت، يكسره خشم گرفتند و برخى از برخى ديگر بيزارى جستند: برادر از برادر، و پسر از پدر.
على ٧ فرمان كوچ داد؛ زيرا مىدانست كه اختلاف رأى و نظر پيش آمده و رشته امور، گسسته و افراد از وى سر پيچيدهاند.
داورى، سبب چندگانگى در سپاه عراقيان شده بود و ايشان با تازيانه و نيامِ شمشير، يكديگر را فرو مىكوفتند و به هم دشنام مىدادند و هر گروه، رأى ديگرى را سرزنش مىكرد.
على ٧ به قصد كوفه در راه شد و معاويه به دمشق كه جزو سرزمين شام بود، رهسپار گشت و سپاهيانش را پراكند و هر دسته از ايشان به سوى ديار خود، راهى شد.