دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩ - ١٢/ ٢ سند داورى
بار خدايا! ما از تو، روياروى آن كس كه از اين پيماننامه سرپيچد، يارى مىطلبيم!
٢٥٩٥. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو اسحاق شيبانى: صلحنامه را نزد سعيد بن ابى بُرده، بر صفحهاى زرد خواندم و بر آن، دو مُهر بود؛ مُهرى زيرين و مُهرى زِبَرين.
بر مُهرِ على ٧ [اين نقش] بود: «محمّد رسول اللّه»؛ و بر مهر معاويه [نيز]: «محمّد رسول اللّه». آنگاه كه على ٧ خواست اين قراردادِ ميان خود و معاويه و شاميان را بنويسد، به وى گفته شد: آيا اقرار دارى كه ايشان مؤمن و مسلماناند؟
على ٧ گفت: «من نمىپذيرم كه معاويه و يارانش مؤمن و مسلماناند؛ بلكه وى هر چه بخواهد، مىنويسد و به آنچه براى خود و يارانش مىپسندد، اقرار مىكند و خود و يارانش را هرگونه بخواهد، نام مىنهد».
٢٥٩٦. تاريخ الطبرى به نقل از فُضيل بن خديج كِنْدى، درباره سند داورى: آن نامه در ماه صفر نگاشته شد و مهلت تعيين شده براى ديدار داوران از [ماه مبارك] رمضان تا هشت ماه بود.
سپس مردم، كشتگانشان را به خاك سپردند و على ٧، اعوَر را فرمان داد كه بانگ بازگشت را ميان سپاهيان سر دهد.
٢٥٩٧. تاريخ الطبرى به نقل از ابو جعفر: سند داورى ميان على ٧ و معاويه، روز چهارشنبه سيزدهم صفر سال ٣٧ هجرى نگاشته شد، با اين قرار كه على ٧ و معاويه در ماه رمضان، در دُومَةُ الجَندَل به جايگاه داوران درآيند.