دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ١٠/ ٣ دعاى امام در شب و روز غرش
٢٥٦٣. الصراط المستقيم به نقل از عمرو بن عاص، در باب روز غرّش: آفرين خداى بر فرزند ابو طالب! چه فراوان بود حضور او در جنگ! هنوز صداى او در پيشاپيش سپاه در گوشم بود كه آوايش را از پَسِ لشكر مىشنيدم؛ و هنوز بانگش از جناح راست به گوشم مىرسيد كه آن را از جناح چپ در مىيافتم.
١٠/ ٣
دعاى امام در شب و روز غرّش
٢٥٦٤. مُهَج الدعوات به نقل از ابن عبّاس: در [يك] شب [از شبهاى] صِفّين، به امير مؤمنان گفتم: آيا نمىبينى دشمنان گِردِ ما را گرفتهاند؟
فرمود: «و اين تو را به وحشت افكنده است؟».
گفتم: آرى.
فرمود: «بار خدايا! به تو پناه مىبرم از اين كه در حكومتِ تو بيداد بينم، در بىنيازىات، فقير گردم، در سلامتت تباهى پذيرم، و در حالى كه كار به دست توست، شكست خورَم».
٢٥٦٥. وقعة صِفّين به نقل از جابر بن عُمَير انصارى: به خدا سوگند، گويى هماينك صداى على ٧ را در روز غرّش مىشنوم كه به سوى شاميان روان بود؛ و اين، پس از آن بود كه آسياب پيكار مَذحِجيان [از سپاه على ٧] با [مردمِ] عَك و لُخم و جُذام و نيز اشعريان، از هنگام بالا آمدن آفتاب تا نيمروز، چنان سخت به گردش درآمد كه موىها از [هولِ] آن سپيد مىشود.
پس على ٧ گفت: «تا چند اين دو گروه را به هم وا گذاريم؟ آنان نابود شدند، حال آن كه شما ايستادهايد و به ايشان مىنگريد. آيا از خشم خدا بيم نداريد؟».
سپس روى به قبله نهاد و دستش را به سوى خداوند برافراشت و ندا در داد: «اى خدا! اى رحمان! اى رحيم! اى يگانه! اى يكتا! اى بى نيازِ نياز برآور! اى خدا! اى خداىِ محمّد! بار خدايا! به سوى تو گامها برداشته، و دستها برافراشته، و گردنها بركشيده، ديدگان خيره، و نيازها خواسته شدهاند.
بار خدايا! به تو شكايت مىآوريم از نبودِ پيامبرمان و پُر شمارىِ دشمنمان و پراكندگىِ آرمانهامان.
«اى پروردگار ما! ميان ما و قوممان، به حق راهى بگشا، كه تو بهترينِ گشايندگانى». [»