منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٠٩ - امام على بن ابى طالب عليه السلام
* در الأشباه والنظائر (اثر سُيوطى) از ابن عساكر نقل شده است كه بعضى از عالمان نحو يادآور مىشد كه نزدش نوشتار ابو الأَسْوَد هست كه امام على عليه السلام آن را به وى القا كرد[١].
* نامهاى از امام على عليه السلام رسيده كه آن را براى مالك اشتر نَخَعى (آن گاه كه او را بر ولايتِ مصر گماشت) نوشت. اين نامه در ضمنِ نهج البلاغه آمده است و نيز به طور جداگانه چاپ شده است. عالمانِ بزرگ شرحهاى فراوان بر اين نامه نوشتهاند؛ چراكه اين نامه- افزون بر حقوق فرمانروا و رعيّت- جامعيتِ انديشه امام عليه السلام را در امور سياسى و ادارى و اجتماعى مىنماياند و بسيار بااهميت است.
* اعمش، از ابراهيم، از پدرش نقل مىكند كه گفت: على برايمان خطبه خواند و گفت:
هركه مىپندارد كه ما چيزى را بر زبان مىآوريم كه در كتابِ خدا و اين صحيفه[٢] نيست، دروغ مىگويد[٣].
* از طارِق روايت شده كه گفت: على را بر منبر ديدم در حالى كه مىفرمود:
نزد ما كتابى كه برايتان بخوانيم نيست مگر كتابِ خدا و اين صحيفه[٤].
اين دو نقل- و ديگر گزارشات مشابه آن- از نكاتِ مهمّى درباره كتابِ حضرت على عليه السلام و موضوع تدوين، پرده برمىدارد؛ چراكه مشاهده مىشود بعضى از مسلمانان بر اثر جهل به تدوين و فوائد آن (و نيز جهل به نقل حديث و آثار آن و جهل به تنزيل و تأويل و ...) به نظرشان عجيب آمد كه نزد امام على عليه السلام كتاب يا كتابهايى در زمينه علوم اسلامى باشد. بسا آنان به حضرت على عليه السلام تهمت مىزدند كه غير كتابِ خدا را
[١] . الأشباه والنظائر ١: ١٢- ١٤( به نقل از تاريخ دمشق ٧: ٥٥)؛ انباء الرواة( قفطى) ١: ٣٩؛ سير أعلام النبلاء ٤: ٨٤.
[٢] ١. صحيفهاى بر غلاف شمشير آن حضرت آويزان بود كه در آن عمر شترى كه بايد در زكات گرفته شود و ديه جراحات وجود داشت.
[٣] . تقييد العلم: ٨٨؛ جامع بيان العلم وفضله ١: ٧١؛ و نگاه كنيد به: صحيح بخارى ٦: ٢٦٦٢، حديث ٦٨٧٠؛ صحيح مسلم ٢: ٩٩٥، حديث ١٣٧٠.
[٤] . تقييد العلم: ٨٩.