منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥١٤ - مرحله اول
تدوين شده بود، واسطه نبود؛ چراكه اين ديوانها از آنان به تواتر نقل مىشد؛ چنان كه از بخارى به تواتر روايت مىشود[١].
شيخ محمّد ابو زهره مىگويد:
خوددارى بعضى از صحابه از كتابت حديث و منع آنان از اين كار، به سبب نهى پيامبر از نوشتن حديث نبود؛ زيرا آثارى كه از آنان در منع يا خوددارى از اين كار وجود دارد، اين تعليل در آنها نيست؛ آنان ترس از رويگردانى مردم از كتاب، پرداختن به كتابتِ حديث يا ديگر اغراض را، دليلِ اين كار عنوان مىكردند[٢].
و چنين بود كه بسيارى از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله از ميان رفت، و حجم انبوهى از روايات را- كه از آن حضرت نبود- به وى نسبت دادند، و مبانى و اصول زيادى در شريعت تراشيده شد و اثر نبوى به طور كامل با رأى و اجتهاد آميخته شد تا آنجا كه بخارى خود را ملزم ساخت كه روايات كتابش را از ميان ٦٠٠ هزار حديث برگزيند، و نزديك به اين كار را مسلم و نسائى و ديگران انجام دادند.
خلاصه سخن درباره محنتِ حديث پيامبر- سپس اختراع حجيّت قول و فعل صحابى- و پيامدى كه اين كار بر شريعت گذاشت، اين است. ما سخن را در اين زمينه بسط داديم تا خواننده بر فضاى ابهام آلود تشريع و بعضى از اسباب اختلاف ميان مسلمانان پى ببرد.
قصدمان جز بيان حقيقتى نبود كه ساليان طولانى بر مسلمانان پوشيده بود و نزديك به ١٤ قرن در حصار قرار داشت.
[١] . اين سخن را استاد اسَد حيدر در كتاب الامام الصادق والمذاهب الأربعه مىآورد.
[٢] . الحديث والمحدّثون: ٢٣٤.