منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٧٩ - نگرش اهل بيت عليهم السلام
مَعصيَة إلّا عَلَّمْنيه وحَفِظْتُه فلم أَنْسَ حَرْفاً واحداً، ثمَّ وَضَعَ يَدَه على صدرى ودعا الله لى أن يَمْلأَ قلبى علماً وفَهماً وحُكماً ونُوراً[١]؛
چهارمين نفر، كسى است كه بر رسول خدا دروغ نمىبندد و از بيم خدا و احترام به پيامبر، دروغ را دشمن مىدارد، حديث پيامبر را از ياد نبرده، بلكه آنچه را شنيده درست حفظ كرده است (فزونى و كاستى در آن پديد نياورده است) و همانگونه نقل مىكند، ناسخ را از منسوخ باز مىشناسد و به ناسخ عمل مىكند و منسوخ را وامىگذارد؛ چراكه امر پيامبر صلى الله عليه و آله مثل قرآن، ناسخ و منسوخ و خاص و عام و محكم و متشابه دارد.
گاه سخن پيامبر صلى الله عليه و آله چونان قرآن، داراى دو وجه عام و خاص است، خداى بزرگ در قرآن مىفرمايد: «آنچه را پيامبر برايتان آورد برگيريد و از آنچه نهيتان كرد باز ايستيد».
كسانى كه مقصود خدا و پيامبر را درنمىيافتند، دچار ترديد مىشدند و همه اصحاب پيامبر اين گونه نبودند كه از آن حضرت بپرسند تا مقصود را بفهمند و بعضى كه از پيامبر سؤال مىكردند، در صَدَدِ فهم برنمىآمدند و دوست مىداشتند كه يك اعرابى و مسافر بيايد و آن مسئله را بپرسد تا آنها بشنوند.
امّا من در هر روز، يك بار و در هر شب، يك نوبت بر رسول خدا وارد مىشدم او با من خلوت مىكرد و (در اين زمان) در هر حالى همراه او بودم. اصحاب رسول خدا مىدانند كه پيامبر صلى الله عليه و آله با هيچ كس جز من، چنين رفتارى را نداشت، بسا مىشد كه من در خانهام بودم و پيامبر نزدم مىآمد و اين كار بيشتر رخ مىداد.
[١] . اصول كافى ٦٤- ٦٢: ١، حديث ١؛ كتاب سليم بن قَيْس: ١٨٢، باب علّة الفرق بين أحاديث الشيعة وأحاديث مخالفيهم.