منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٢٥ - حاكمان و روند عادى سازى فقه حكومتى
شافعى در كتاب الأُمّ از طريق عُبَيد بن رِفاعه از پدرش روايت مىكند كه:
معاويه به مدينه آمد و با مردم نماز گزارد و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را نخواند و هنگامى كه به ركوع رفت و بلند شد، تكبير نگفت!
پس از سلام، مهاجران و انصار ندا دادند كه: از نمازت دُزديدى! بسم الله كجا رفت؟ تكبير پيش و پس از ركوع را چه كردى؟
معاويه نماز ديگرى را با آنان خواند، و آنچه را جا انداخته بود آورد[١].
شافعى- پيش از اين حديث- از انس بن مالك روايت مىكند كه گفت:
معاويه در مدينه نماز گزارد، قرائت را به جهر آورد، بسم الله را براى سوره فاتحه گفت و براى سوره بعد از آن نخواند، و آن گاه كه [براى سجده] خم شد، تكبير نگفت تا اينكه نماز را تمام كرد.
چون سلام داد، مهاجرانى كه آن را شنيدند از هر سو نداد دادند: اى معاويه، از نماز دزديدى يا فراموش كردى؟
پس از آن، چون نماز گزارد، بسم الله را براى سوره بعد آورد و هنگامى كه براى سجده خم شد، تكبير گفت[٢].
از زُهْرى نقل شده كه:
[١] . الأُمّ ١: ١٠٨؛ سنن دارقطنى ١: ٣١١، حديث ٣٤؛ سنن بيهقى ٢: ٤٩؛ حديث ٢٣٣٩؛ التدوين فى اخبار قزوين ١: ١٥٤.
[٢] . الأُم ١: ١٠٨؛ سنن بيهقى ٢: ٤٩، حديث ٢٢٣٧؛ التدوين فى اخبار قزوين ١: ١٥٤؛ و در فتح البارى ٢: ٢٧٠( و نيز در عون المعبود ٣: ٤٥ و نيل الأوطار ٢: ٢٦٦) از سعيد بن مسيَّب آمده است كه گفت: نخستين كسى كه تكبير را ترك كرد معاويه است.