منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٩٥ - عبدالله بن عمر و مخالفت او با پدرش
بلكه اشكال ما بر عُمَر، از مخالفت وى با احكام ثابت و حتمى قرآن و سنّت و گرايش عُمَر به لزوم پذيرش رأى با وجود نصّ ناشى مى شود.
عبدالله در تجويز اجتهاد، مانند پدرش مىباشد (ليكن در دائره بسيار تنگتر از دائره عمر) مسائل بسيارى است كه ابن عمر در آنها به رأى خود اجتهاد ورزيد و بر خلافِ سنّت رسول خدا فتوا داد، و مسائل ديگرى مىباشد كه تزهُّد (زهد گرايى) در آنها غلبه يافت و ابن عمر را از تعبّد خارج ساخت.
ليكن نمىتوان منكر شد كه رويكرد غالبى ابن عمر- در قياس با پدرش- جست و جوى آثار پيامبر و پيروى سنّتِ آن حضرت است، نه اجتهاد و رأى.
ابن خَلِّكان و ديگران آوردهاند كه:
ابن عمر از سنت به جا مانده از رسول خدا پيروى زيادى داشت، صحابه بر اين كار گواهى مىدهند، از جمله ايشان عايشه است آنجا كه گفت: سنت به جا مانده پيامبر را- در موارد اصلى خودش- چونان ابن عمر كسى پى نَجُست[١].
نافع روايت مىكند:
عبدالله، نشانه هاى رسول خدا را مىجُست و در آن مكانها نماز مىگزارد، بدان حد كه پيامبر زير درختى فرود آمد، ابن عمر آن درخت را آب مىداد تا نخشكد[٢].
مالك از كسى كه براى او حديث كرد، روايت مىكند كه:
ابن عمر، امر رسول خدا و آثار آن حضرت و حالِ او را پيروى مىكرد و بدان اهتمام مى ورزيد، تا آنجا كه به جهتِ اين اهتمام زياد، بيم از دست دادنِ عقلش مىرفت[٣].
[١] . الطبقات الكبرى ٤: ١٤٥؛ وفيات الأعيان ٣: ٢٩.
[٢] . سنن بيهقى ٥: ٢٤٥؛ سير أعلام النبلاء ٣: ٢١٣؛ اسد الغابة ٣: ٢٢٧.
[٣] . الطبقات الكبرى ٤: ١٤٤؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٢٤٧، حديث ٦٣٧٦؛ حلية الأولياء ١: ٣١٠؛ سير أعلام النبلاء ٣: ٢١٣.