منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٨٣ - پاسخ
(چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داد:
«ستكثر بعدي القالة عَلَيّ»[١]
؛ پس از من كسانِ زيادى يافت مىشوند كه بر من دروغ مىبندند) كه با نقلهاى راست گويان از صحابه متعارض مىشد، و يا اين اختلاف به جهت فراموشى يا سهو يا اشتباه بعضى از آنها روى مىداد، و اين نقل با روايت حافظانى كه احاديث صحيح را به ياد داشتند، اختلاف مىيافت.
و يا اين نقلها در ظاهر متعارض به نظر مىآمدند و بر آنان كه وجه جمع ميان آنها را نمىدانستند و به قرائن حاليه يا مقاليه- كه رفع اختلاف را امكانپذير مىساخت- آگاه نبودند، پوشيده مىماند.
بنابر اين، كسى كه مىخواهد در حديث اطمينان يابد مىبايست در اخذ آن احتياط كند و هركه در حديثى شك مىكرد شايسته بود درباره آن تحقيق كند تا حديث صحيح برايش روشن شود[٢] و حديث دروغ را بشناسد؛ و به صرف احتمالى كه مىداد جايز نبود به محو حديث و سوزاندن آن دستور دهد وگرنه اين كار، ضايع ساختن حديث و كوتاهى در نگهدارى آن است.
نكته اى كه اشاره به آن، ضرورى است اين است كه: متونى كه بر قاطعيت صحابه در نقل اخبار و قبولِ آنها، تأكيد دارند و بيم سعد بن ابى وَقّاص و عبدالله بن مسعود و ... از نقل حديث (و اينكه مبادا در حديث زياده و كم شود) و سخن زيد- كه گفت: سالمند و پير شديم و احاديث پيامبر از يادمان رفت- همه بر نادرستى مقوله حراست از حافظه تأكيد دارند[٣].
[١] . بنگريد به، المعتبر ١: ٢٩؛ در صحيح بخارى ١: ٥٢، حديث ١٦، به اسناد از على بن ابى طالب آمده است كه پيامبر فرمود:« لا تكذِبوا عَلَيّ فإنّه مَن كَذَبَ عَلَيّ فليلجِ النّار»؛ بر من دروغ مبنديد كه هركس بر من دروغ بندد در آتش درآيد.
[٢] . در خبرى كه رافع بن خديج از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرد( و پيش از اين ذكر شد) اين مطلب آمده است.
[٣] . الأضواء على السنّة المحمديّة: ٥٥- ٥٨؛ حديث زيد در مأخذ زيادى آمده است، از جمله؛ سنن ابن ماجة ١: ١١، حديث ٢٥؛ مسند احمد ٤: ٣٧٠، حديث ١٩٣٢٣- ١٩٣٢٤.