منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٤٥ - نتيجه
پس از آنكه بطلان آراى شش گانه- براى منع تدوين- هويدا شد و عدم تماميّتِ سبب هفتم (به عنوان علّت تامّه منعِ تدوين) روشن گشت، و عواملِ اصلى حقيقى منعِ تدوين را نمايان ساختيم، به نتايج مهمّى دست مىيابيم كه بر اين امر مترتّباند و در تشريع اسلامى اثر گذاردند، مهمترين آنها چنين است:
١. تقسيمِ مسلمانان به دو جناح فكرى، پس از شكل گيرى دو مكتبِ مستقل، كه هر كدام افكار و اصول و مبانى ويژه خود را داشتند.
٢. استوار سازى مفاهيم پيروانِ منع تدوين در فرهنگ اسلامى، و بروز تعليلها و توجيهات مختلف براى اين منعِ ناميمون.
٣. طرح مقوله «كتاب خدا ما را بس است» و «ميان ما و شما كتاب خدا هست» به عنوان نخستين گام براى دور ساختن عترت و سرپوش گذارى بر ناآگاهى نسبت به سنّتِ پيامبر صلى الله عليه و آله سپس تن ندادن به اين خط مشى (چنان كه در نزاع ابوبكر با حضرت زهرا عليها السلام در خطبه فدك مشاهده مىشود، حضرت زهرا عليها السلام به قرآن استشهاد كرد و ابوبكر آن را برنتافت) و تخطّى عُمَر از متن صريحِ قرآن درباره سه بار طلاق و المؤلفة قلوبهم (جذب دلهاى كافران به اسلام) و ... و در ساليان اخير استفاده بعضى از غَرَض ورزان، از اين مقوله، براى انكارِ [حجيّتِ] ماسواى قرآن.
٤. منع خلفا از تدوينِ حديث، جهت پيشگيرى از انتشار احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله كه سزامندى اهل بيتعليهم السلام را به خلافت روشن مىساخت همراه با جلوگيرى از تفسير بيانى مراد از آيات (كه در همين راستا بود) با بهانههاى واهى و سست.
٥. گشودنِ باب اجتهاد براى پُر سازى شكاف پديد آمده از منع تدوين در ضمنِ مراحل گوناگون ذيل: