منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٤٢ - نتيجه
همچنين بعضى از علماى رجال گاه به توثيق شخصى پرداختهاند و مرتبه او را به آسمان بالا بردهاند، سپس به سببِ اختلافِ شخصى- نه دينى و مذهبى- در او خدشه كردهاند و از مرتبه قبل او را به زير كشيدهاند.
از اين اختلاف در توثيق و ميزان عدالتِ راوى و حجيّتِ قول او، دور صريح لازم مىآيد. چگونه مىتوان با اعتماد بر جرح و تعديل شخصى كه وثاقتِ او ثابت نشده است، روايتى را برگرفت، يا رد كرد و نپذيرفت.
ذهبى رسالهاى با نام
ذكر مَن يُؤتمن قولُه في الجرح والتعديل[١]
سامان داده است و در آن به شرح اصول نقد مىپردازد و طبقات ناقدان و چگونگى اخذ اقوالِ آنان را مىآورد.
ليكن اگر به رجال شناسان مكتب اهل بيتعليهم السلام نيك بنگريم، درمىيابيم كه بر تعديل و مَدح و خدشه اتفاق نظر دارند. كسى را نمىتوان به خاطر آورد كه در نجاشى، كشّى، طوسى يا ديگر علماى بزرگ شيعه، خدشه كند. اين امر، بيانگر وحدت فكر و اتحاد مسلك آنان است.
اينها بعضى از انگيزههاى انحراف و تحريف در اين دو مكتباند. بحث كامل در اين زمينه نيازمند چند جلد كتاب است. و اگر همه اين انگيزهها به طور كامل وارسى شود، نتايج خيره كننده و شگفت انگيزى به دست خواهد آمد.
[١] . نسخهاى از اين كتاب را مىتوان در آياصوفيا به شماره ٢٩٥٣، يافت.