منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٤٠ - نتيجه
٥. پذيرش مشروعيّت رأى و چند رأيى، هواداران آنان را به تحريف واداشت؛ يعنى آنان در راستاى يارى امامانشان خود را ملزم ساختند كه حديث بسازند يا احاديث را طبق آنچه قائلاند تأويل كنند. از اين روست كه مىنگريم آنان جعل مذهبى را از اقسام جعل مىشمارند.
امّا پيروان مكتب تعبّد محض، به اين چيزها نيازى نداشتند؛ چراكه حديثشان از اصول مُدَوَّن نقل مىشد و در نتيجه تصوّر تحريف در اقوالِ آنها وجود نداشت؛ زيرا نصوصشان بر خلاف هم نبودند و از يك مصدر تراوش مىيافتند، و نيز آنان قرآن را اصل قرار دادند كه هر آنچه مشكوك به نظر مىرسد بر آن عرضه گردد.
٦. فرق ديگر اين است كه: در مكتب تعبّد محض، اصول مبانى فقهى منسجم است، بر خلاف مدرسه اجتهاد و رأى.
اهل بيتعليهم السلام بر لزوم گرفتن احكام از كتاب و سنّت (نه چيز ديگر) تأكيد داشتند، امّا مكتب اجتهاد و رأى، در مقابل كتاب و سنّت، رأى و اجتهاد را مشروع دانستند و اين امر به اختلاف در اصول پذيرفته شده نزد آنها دامن مىزد؛ بعضى بر قياس اعتماد مىكردند و بعضى ديگر از آن برحذر مىداشتند؛ برخى قائل به مصالح مرسله بودند و برخى ديگر آن را برنمىتافتند و ...
هر مذهبى در پى حفظ منافع خويش برمىآمد و نتيجه اين كشمكشها، فزونىها و تأويلاتى بود كه در هر يك از آنها رخ مىنمود. بعضى به بعض ديگر نسبتهايى مىدادند كه از او به دور بود يا مقصودِ او نبود.
مذاهب چهارگانه امروزه و مذاهبى كه منقرض شدهاند با هم برخوردهاى فكرى دارند و امواج اختلاف، ميانشان موج مىزند، حتّى بعضى بعض ديگر را فاسق مىشمارند.
همين امر از قوىترين انگيزههاى تحريف و انحراف مىباشد؛ چراكه هركس درصدد برمىآيد مسلك و مذهب خويش را يارى كند.
٧. نگاهى به عملكرد كسانى كه به توثيق و تضعيفِ راويان- در هر دو مكتب- مىپردازند، از حقيقتى پرده برمىدارد كه بر خردمندان پوشيده نيست.