منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٣٨ - انگيزههاى تحريف و انحراف
در اينجا ما مىنگريم كه اين مسئله طرّاحى مىشود و اين معمّا آماده مىگردد تا طاعت ابو يوسف از سلطان و ميزان فرمانبردارىاش و استعداد او براى تبديل احكام و تغيير آرا- در راستاى خشنودى هارون- آزمايش شود.
رشيد گرچه به اين چيزها پايبند نبود و به مانند اين چاره جويىهاى فقهى عجيب نياز نداشت و بطلان آنها را مىدانست، ليكن مىخواست فقها را به عنوان يك سرپوش شرعى به كار گيرد و از اين طريق آنچه را مىخواهد عملى سازد.
مسعودى مىنويسد:
زُبَيْده- همسر رشيد- به ابو يوسف نامه نوشت كه: درباره اين امر فتوايت چيست؟ دوست دارم كه فلان گونه باشد.
ابو يوسف موافق با خواسته زبيده فتوا داد، وى نيز هدايايى را براى ابو يوسف فرستاد كه شامل طلا و نقره و غلّات و چهارپايان و لباسها و ديگر چيزهاى نفيس بود.
يكى از كسانى كه در مجلس ابو يوسف حاضر بود، گفت پيامبر فرمود:
مَنْ أُهْدِيَت إليه هديّةٌ، فَجُلَساؤه شُركاؤه؛
براى هركس هديهاى برسد، همنشينانش- در آن هديه- با وى شريكاند.
ابو يوسف گفت: اين سخن در جايى است كه هديه مردم خرما و شير باشد[١].
تصرف در معانى را بنگريد! چگونه سخن را از آنچه در حديث نبوى اراده شده (و دلالت واضح دارد) برمىگرداند.
اينها بعضى از مثالهاست كه براى استشهاد آورديم. غرض، استقصا نبود وگرنه اين نمونهها بسيار فراواناند. حتّى گروه عمدهاى از نويسندگان و انديشمندان مسلمانِ قديم و جديد، يادآور شدهاند كه سبب اساسى انقراض بعضى از مذاهب (مانند مذهب ربيعة الرأى، اوزاعى، سُفيان ثَورى) رويگردانى حكومتها- به جهتى- از آنها مىباشد؛ و يا اينكه هنگام مواجهه با رواجِ ديگر مذاهب اسلامى (مانند مذاهب اربعه) كه سلطان
[١] . تاريخ بغداد ١٤: ٢٥٤؛ وفيات الأعيان ٦: ٣٨٦.