منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧١١ - ٤ ديه دندانها
ابن حزم از كسانى كه به رأى نخست قائلاند بيزارى مىجويد و بر آنان مىتازد، سپس به عقيده مكتب «تعبّد محض» گرايش مىيابد؛ زيرا مىگويد:
اين احاديثِ آشكار- كه صحّتِ آن به تواتر ثابت است- از عايشه، ابو هُرَيره، ابو موسى، ابن عمر، سعد بن ابى وَقّاص، جابر بن عبدالله، نُعمان بن بشير، ديلم بن هوشع (همه اينها از پيامبر صلى الله عليه و آله) نقل شده است، و جايى براى تأويل و توجيه باقى نمىماند، بلكه نص در تحريمِ شرابِ مست كننده است، و حرمتِ شرابِ عسل، شراب جو، شراب گندم، شرابِ ذرّت به شرط آنكه مست كننده باشد، و تحريم شرابى كه آشاميدنِ زيادِ آن مستىآور است، بر خلافِ باورِ اشخاصِ دون مايهاى كه خدا توفيقشان نداد ...
بعضى از آنان درباره برخى از اين احاديث پرده حيا را دريدهاند و اين سخن پيامبر را كه فرمود: «هر مست كنندهاى حرام است» اين گونه توجيه كردهاند كه: مقصود، آخرين جام است كه در پى آن مستى مىآيد[١].
مقصود ابن حزم از جمله: «بخلاف ما يقول مَن خَذَلَه الله تعالى وحرمه التوفيق» (بر خلاف آنچه دون مايگانِ ناكام بر زبان مىآورند) ابو حنيفه و پيروانِ اوست؛ زيرا آنان خوردنِ دُرده هاى شراب را مكروه مىدانند و مىگويند هركه آن را بياشامد حَدّ ندارد مگر اينكه شخص را مست كند[٢].
پيداست كه مقصود از «حرمتِ جامِ آخر» جواز آشاميدنِ اندك مشروبات يا نبيذ است؛ چراكه نوشيدن شراب، بىدرنگ مست نمىسازد با جامِ آخر است كه مستى پديد مىآيد، پس تازيانه براى جامِ آخر است نه جامهاى پيش از آن.
با وارسى گزارههاى تاريخ قانونگذارى اسلام، به دست مىآيد كه دليلِ صاحب اين قول و عقيده، عمل عُمَر مىباشد و رأيى كه او در اين زمينه ابراز داشت. روايت شده است:
[١] . المحلّى ٧: ٥٠٠.
[٢] . همان: ٤٩٢.