منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧٠٥ - ٣ حد شرابخوار
على آمده است كه خداى بزرگ فرمود: وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ ...[١])؛ (و آنچه را درندگان آموزش ديده، سگها به چنگ مىآورند) خدا در اين آيه پرندگانِ شكارى را «كلاب» (سگان) ناميد[٢].
امام باقر عليه السلام بدان جهت با ترس فتوا مىداد كه تحت فشارهاى ترور فكرى اموى مىزيست؛ زيرا امويان به صيد با پرندگان شكارى مشهور بودند (چنان كه يزيد و غير او به اين كار دست مىيازيد) و آن گاه كه در آغاز حكومتِ عبّاسيان، اين ترس برطرف شد، امام صادق عليه السلام به تبيينِ حكمِ آن پرداخت و فرمود:
أمّا الآنَ فإنّا لا نخافُ ولا نُحِلُّ صيدَها إلّا أن تُدْرَك ذكاته فإنّه ...[٣]
امّا الآن ما بيم نداريم و شكار پرندگانِ شكارى (باز، شاهين، عقاب، و ...) را حلال نمىشماريم مگر اينكه زنده به دست آيند و تذكيه شوند.
با بررسى اين گزاره فقهى درمىيابيم ادلهاى كه در اين زمينه هست منحصر به حليّت صيدى است كه تازى (سگ آموزش ديده) شكار كند، نصّ آيه همين است.
از ابى ثعلبه خشنى و عدى بن حاتم طائى، حليتِ خصوص آنچه را كه كلبِ مُعَلَّم صيد كند، وارد شده است[٤].
از ابن عمر و مجاهد حكايت شده است كه:
شكار، جز با سگ تازى جايز نمىباشد[٥]؛ چراكه خدا مىفرمايد: وَ ما عَلَّمْتُمْ ....
ابن حزم اندلسى تصريح دارد به اينكه سنّت نبوى در خصوصِ سگانِ تازى نص دارد و جز آنها را ذكر نكرده است[٦].
[١] . مائده/ ٤.
[٢] . فروع كافى ٦: ٢٠٧، باب صيد البزاة والصقور، حديث ١؛ تهذيب الأحكام ٩: ٣٢- ٣٣، حديث ١٣٠( متن از اين مأخذ است)؛ الاستبصار ٤: ٧٣، باب ٦٤، حديث ٢٦٦.
[٣] . همان.
[٤] . المغنى ٩: ٢٩٢، كتاب الصيد والذبائح.
[٥] . همان: ٢٩٦.
[٦] . المحلّى ٧: ٤٧٣.