منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٩ - عامل سوم؛ ديدگاه ابن قُتَيْبَه و ابن حَجَر
ابن قُتَيْبَه[١] و ابن حَجَر[٢] و ديگران[٣] بر اين عقيدهاند كه نهى از نگارش حديث به جهت جهل صحابه به كتابت، روى داد.
ليكن اين ديدگاه در برابر نقد و بررسى دوام نمىآورد و با اعتراضات و بر نتافتنهاى چندى رو به روست. محمّد عجاج خطيب در رَدّ آن مىنويسد:
نمىتوانيم اين سخن را بپذيريم پس از آنكه مىبينيم حدود سى و اندى نويسنده، كتابت وحى را براى پيامبر صلى الله عليه و آله عهدهدار بودند، و ديگرانى به ديگر امور نوشتارى آن حضرت مىپرداختند.
نمىتوانيم اندك بودن نويسندگان و درست ننويسى آنان را باور كنيم. پس اين عموميت بخشى ابن قتيبه، مستند نمىباشد[٤].
و در كتاب السنّة قبل التدوين آمده است:
ما در اين پژوهشمان نمىتوانيم پذيراى اين انگيزه هاى هميشگى شويم كه نويسندگان- از سر عادت- براى توجيه عدم تدوين مىآورند، و نمىتوانيم با اين سخن آنان موافقت كنيم كه اندك بودن تدوين در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله- پيش از هر چيزى- به ندرت بودن وسايل كتابت و كمى كاتبان و نوشتن نادرستشان، بر ميگردد ...
[١] . تأويل مختلف الحديث: ٢٨٧؛ و بنگريد به، توجيه النظر( جزائرى): ١٠.
[٢] . هدى السارى: ٤؛ و بنگريد به، فتح البارى ٣: ٣٤٥.
[٣] . مانند ذهبى در سير اعلام النبلاء ١٨: ٥٤١؛ و در تذكرة الحفّاظ ٣: ١١٨٢، ترجمه ابو الوليد سليمان بن خلف باجى.
[٤] . اصول الحديث وعلومه ومصطلحه: ١٤٦.