منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٧٤ - چهار صد اصل
مُزّى- در تهذيب الكمال- سُفيان بن عُيَيْنَه، مالك بن انَس، سُفيان ثورى، نُعمانِ بن ثابت (ابو حنيفه)، سليمان بن بلال، شُعبة بن حَجّاج، عبدالله بن ميمون قَدّاح، عبدالملك بن عبدالعزيز بن جُرَيْح و كسانِ ديگر را از جمله شاگردان امامِ صادق عليه السلام مىشمارد[١].
وى از ابو العبّاس بن عُقْدَه، به اسناد از حسن بن زياد نقل مىكند كه گفت:
از ابو حنيفه درباره فقيهترين كسى كه ديده است سؤال شد، وى پاسخ داد: داناتر از جعفر بن محمّد كسى را نديدم! چون منصور به حيره آمد، مرا خواست و گفت: اى ابو حنيفه، مردم فريفته جعفر شدهاند، از مسائلِ سخت، شمارى را براى او آماده ساز! من ٤٠ مسئله را آماده كردم ...
هنگامى كه بر منصور درآمدم، ديدم جعفر در سمت راست او نشسته است و چون نگاهشان كردم، بيش از منصور، هيبت جعفر مرا فراگرفت، سلام كردم، به من اجازه داد ...[٢]
شيخ محمّد ابو زُهْرَه، در مقدمه كتابش الإمام الصادق (كه آن را پس از نگارش هفت كتاب درباره ائمّه مسلمين نوشته است كه عبارتاند از: ابو حنيفه، مالك، شافعى، ابن حَنْبل، ابن تَيميّه، ابن حَزْم، و زيد) مىنگارد:
ما تصميم گرفتيم- به يارى خدا و توفيق او- درباره امام صادق كتابى بنويسيم. پيش از آن درباره هفت تن از امامان ارجمند كتاب نوشتيم. تأخير اين كتاب بدان معنا نيست كه امام صادق عليه السلام در مرتبه پايينتر از آنهاست، بلكه بر بيشتر آنان برترى دارد و آن حضرت را فضل ويژهاى بر بزرگانِ آنهاست؛ ابو حنيفه از امام صادق روايت مىكرد و او را داناترين مردم به مسائل اختلافى ميان مردم[٣]
[١] . نگاه كنيد به: تهذيب الكمال ٥: ٧٥.
[٢] . تهذيب الكمال ٥: ٧٩؛ براى آگاهى بيشتر بنگريد به، وضوء النبى: ٣٤٩- ٣٥٢.
[٣] . شيخ ابو زهره در كتاب تاريخ المذاهب الاسلاميّه: ٦٩٣، حاشيهاى بر گفت و گوى ابو حنيفه با حضرت صادق عليه السلام دارد.