منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٤٥ - امام رضا عليه السلام
و مىفرمايد: يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
«خدا به شما سفارش مىكند كه سهم هر پسر- در ارث- دو برابر دختر مىباشد»[١].
و مىفرمايد: إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ
«اگرشخصى در حال مرگ است ومالى دارد، براى پدر ومادر و نزديكان به معروف [خداپسندانه] وصيّت كند، اين كار بر پرهيزكاران حق است»[٢].
[با اين همه دليل و شاهد] شما مىپنداريد كه بهرهاى از ارث براى من نيست ...[٣]
در اينجا ابوبكر ناگزير شد ادعا كند او به تنهايى از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده كه فرمود:
«نحن معاشر النبياء لا نورِّث درهماً و لا دينارا»
«ما گروه انبيا درهم و دينار- به ارث- برجاى نمىگذاريم».
اين اختلاف دومى بود؛ زيرا حضرت زهرا عليها السلام به عمومات ارث در قرآن و اينكه داود براى سليمان ارث برجاى گذاشت و ... با ابوبكر به معارضه برخاست.
در اثباتِ بطلان ادعاى ابوبكر همين بس كه او خود به زُبير بن عوّام (داماد دخترش اسماء، مادر عبدالله بن زبير)، محمّد بن مَسْلَمَه و ديگران از اموال برجاى مانده از پيامبر صلى الله عليه و آله، ارث داد[٤].
از اينجاست كه مىتوانيم دريابيم كه اين دو باب فقهى (بيشتر از ديگر بابها) گاه دچار تبديل و دگرگونى شدهاند و زمانى به جهل گرفتار آمدهاند.
[١] . نساء/ ١١.
[٢] . بقره/ ١٨٠.
[٣] . احتجاج طبرسى ١: ١٣٨؛ نيز بنگريد به شرح نهج البلاغه( ابن ابى الحديد) ١٦: ٢٠٩- ٢٥٣.
[٤] . نگاه كنيد به: مجله الرسالة المصريّة، شماره ٥١٨، سال يازدهم، ص ٤٥٧؛ النصّ والاجتهاد: ١٢٤.