منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٣٦ - امام كاظم عليه السلام
جعفر، احاديث و نسخههايى داشت و از مردمان ثقه (قابل اعتماد) بود (چنان كه يحيى بن مَعين گفته است) و عَمْرو بن ابى مقدام مىگويد: هر گاه به جعفر بن محمّد مىنگرم، درمىيابم كه او از سلاله پيامبران است[١].
محمّد عجاج خطيب سخن صاحب تهذيب را اين گونه بيان مىكند:
نزد جعفر صادق (٨٠- ١٤٨ ه-) رسالهها و احاديث و نسخههايى وجود داشت و او از محدّثانِ ثقه (راستگو) بود[٢].
امام صادق عليه السلام بزرگترين شخصيتِ فقهىاى بود كه در آن زمان مردم مىشناختند. آن حضرت با تيزبينى خطرى را كه در آينده از ناحيه عدم تدوين، مسلمانان را تهديد مىكرد، دريافت، به مُفَضَّل بن عمر جُعْفى فرمود:
بنويس و علمت را ميان برادرانت منتشر ساز، هنگامِ مرگ كتابهايت را براى فرزندانت ارث گذار؛ چراكه زمان آشوبى در پيش است كه مردم جز به كتابهاشان انس نمىگيرند[٣].
اين سخن، همان تداومِ تدوين و فزونى آن را مىرساند كه نزد علماى اهل بيت عليهم السلام وجود داشت. امام حسن عليه السلام يارانش را- هنگامى كه به جهت ترورِ فكرى [و ارعاب و تهديد] امويان از روايت باز ايستادند- به كتابت فرامىخواند، و نيز امام صادق عليه السلام به همين جهت، اصحاب را بر تدوين برمىانگيزاند و تشويق مىكرد؛ زيرا همين تراژدى در عصر عبّاسى به شكل ديگرى و در قلمرو نوى پديد آمد يا در آستانه وقوع بود [و مىخواست فضاى فكرى را تسخير كند] هرچند منع تدوين در اين دوره تقريباً وجود نداشت، ليكن مشكلات و معضلات از آنجا رخ نمود كه حاكمانِ عبّاسى مرزها را به روى كشورهاى مجاور فارس، ترك و ديگران گشودند و خوشگذرانىهايى كه در عصر منصور آغاز شد و در زمانِ هارون الرشيد به اوج خود رسيد، در رويگردان ساختن مردم
[١] . تهذيب التهذيب ٢: ٨٨، ترجمه ١٥٦.
[٢] . السنّة قبل التدوين: ٣٥٨.
[٣] . اصول كافى ١: ٥٢، كتاب فضل العلم، باب رواية الكتب، حديث ١١.