منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٣٥ - امام كاظم عليه السلام
خويش آن را نگاشت و در آن همه آنچه نياز است- حتّى ديه خراش- وجود دارد[١].
به اين ترتيب درمىيابيم كه امام صادق عليه السلام (نزد امامان اهل بيت عليهم السلام) در رأس بناى هرمِ تدوين قرار دارد و بيشترين اعتمادش به كتاب حضرت على عليه السلام و ديگر كتابهاى پدرانش- و آنچه را كه از صُحُف انبيا ارث بردند- مىباشد.
جاى شگفتى است كه پيروان مكتب منع تدوين، به سرزنش اص-- حاب تدوي-- ن- حتّى در عصرهاى متأخّر- مىپردازند و نقل از مكتوبات را عيب مىدانند. امّا شيوه خود را كه بازگويى سخن شفاهى از دهانِ اشخاص است، علمِ دين مىشمارند.
ابو حنيفه به امام صادق عليه السلام طعنه مىزند كه او «صُحُفى» است (يعنى سخنانش را از كتاب مىگويد)، ليكن امام صادق عليه السلام درباره او و ديگرانى كه با او هم مسلكاند مىگويد:
شما را به اينان چه كار؟! از شما چه مىخواهند و بر چه چيز ملامتتان مىكنند؟! ... به خدا سوگند، نزد ما چيزهايى است كه به هيچ كس نياز نداريم و مردم به ما محتاجاند؛ نزد ما كتابى با املاى پيامبر صلى الله عليه و آله است كه على عليه السلام به خط خود آن را نوشت، صحيفهاى كه طول آن ٧٠ ذرع مىباشد و هر حلال و حرامى در آن هست[٢].
كتابهايى كه امام صادق عليه السلام از پدران و اجدادش ستاند (و به ارث بُرد) و كتابهايى را كه بر اصحابش املا كرد، نزد شيعه و اهل سنّت مشهور است.
ابن عُدَى مىگويد:
[١] . بصائر الدرجات: ١٧٤، باب ١٤ فى الأئمّة أنّهم أُعطوا الجفر والجامعة، حديث ١٠.
[٢] . بصائر الدرجات: ١٦٩، باب ١٣، حديث ١٤؛ جامع احاديث الشيعة ١: ١٠ و ١٣٦.