منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٢٨ - امام جعفر صادق عليه السلام
نيست و او همچون ابى ليلا يكى از فقهاست و رأى و نظرى دارد. به همين جهت پرسيد: دليل تو بر اين سخن چيست؟
و پس از آنكه محمّد بن مسلم در پاسخ او گفت كه اين سخن، قول امام محمّد باقر عليه السلام مىباشد، به آن بسنده نكرد، بلكه از او خواست كه آن را در كتاب به او بنماياند؛ زيرا:
اولًا: مىدانست كه مُدوَّنات اهميت دارند [و مىتوان به آنها اعتماد كرد].
ثانياً: دريافت كه به طور قطع امام باقر عليه السلام آن را از كتاب امام على عليه السلام باز گفته است، از اين رو خواست ثابت شود كه آن سخن از كتاب امام على عليه السلام است و او به چشم خود آن را ببيند.
و نكته ديگر اين است كه محمّد بن مسلم بر ابن ابى ليلا شرط كرد كه به جز محلّ اختلاف جاى ديگر كتاب را نگاه نكند؛ چراكه اصحاب اهل بيتعليهم السلامحريص بودند بر اينكه كتاب امام على عليه السلام يا بسيارى از مطالب و احاديث آن، به دستِ نا اهلان نيفتد تا با اجتهادات و آراى خود مطالبِ آن را بياميزند و سپس آنها را به كتابِ امام على عليه السلام نسبت دهند و با اين شيوه، رواياتِ اصيلِ آن را ضايع سازند.
بارى، ابن ابى ليلا به حق اذعان كرد و حكم خودش را پس گرفت و بر اساسِ كتاب امام على عليه السلام قضاوت كرد.
اين ماجرا، يك نمونه زنده است كه بر اهميتِ تدوين و فائده آن دلالت دارد. اگر همه احاديث و احكام به اين شكل تدوين مىشد، اختلافى باقى نمىماند مگر در موارد اندكى كه مىتوان آن را ناديده انگاشت.
در كتاب بصائر الدرجات از عبدالملك روايت شده كه گفت:
امام باقر عليه السلام كتابِ على عليه السلام را خواست. امام صادق آن را آورد- مثل [ماهيچههاى] رانِ انسان درهم پيچيده بود- در آن آمده بود كه زن از خانه و زمين شوهر ارث نمىبرند.