منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦١٧ - امام سجّاد عليه السلام
اگر اين مدوّنات براى ما تا امروز باقى نمىماند، معلوم نبود تشريع اسلامى چه سرنوشتى مىيافت؛ زيرا با وجود مدوّناتى كه با تأخير نگارش يافت، اختلاف و نابودى بعضى از احكام مشهود است، چه رسد به اينكه اصلًا تدوينى وجود نمىداشت.
امام حسين عليه السلام
نزد اهل بيت و شيعيان آنها ثابت است كه كتاب امام على عليه السلام پس از وفات امام حسن عليه السلام در اختيار امام حسين عليه السلام قرار گرفت و آن حضرت چون وقايع پيش روى خود را ديد، دخترش فاطمه كبرا را فراخواند و كتابى را كه چون طومار پيچيده بود، به او سپرد ...[١]
و در خبر ديگر آمده است:
كتابها نزد على عليه السلام بود. چون رهسپار عراق شد، آنها را پيش امّ سَلَمه به امانت نهاد، پس از شهادتِ امام على عليه السلام، آنها نزد حسن عليه السلام بود، و سپس نزد حسين عليه السلام و پس از آن نزد على بن حسين ...[٢]
اين كتاب غير از كتابى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد امّ سَلَمه به امانت گذاشت و به او سفارش كرد كه آن را به جانشينِ آن حضرت بدهد با اين نشانى كه وى آن را از ام سلمه بطلبد. ام سلمه از آن كتاب نگهدارى مىكرد تا اينكه مردم با امام على عليه السلام بيعت كردند. آن حضرت نزد امّ سَلَمه آمد و آن كتاب را خواست و امّ سَلَمه آن را به حضرت داد[٣].
از على بن حسين عليه السلام نقل شده كه فرمود:
[١] . اصول كافى ١: ٢٩٠، حديث ٣؛ مناقب آل ابى طالب ٣: ٣٠٨؛ بصائر الدرجات: ١٦٨، حديث ٩.
[٢] . بصائر الدرجات: ١٨٢، الجزء الرابع، حديث ١؛ و ص ١٨٧، حديث ٢٠.
[٣] . مناقب آل ابى طالب ١: ٣١٧؛ بصائر الدرجات: ١٨٦، جزء رابع، حديث ١٦ و ٢٣.