منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٨٨ - ١ خلفا و تدوين حديث
چگونه سنّت با اجبار (واعمالِ فشار) تدوين مىگشت وخوب وبد آن بر همه الزامى گرديد، در حالى كه پيش از آن [در عهد خلفا] به شدت از تدوينِ آن جلوگيرى مىشد؟!
در شرح صحيح مسلم نَووي آمده است:
بَشير عدوى نزد ابن عبّاس آمد، حديث مىخواند و مىگفت: «قال رسول الله، قال رسول الله» ابن عبّاس به حديث او گوش نمىداد و به او نمىنگريست.
گفت: اى ابن عبّاس، چرا حديثم را نمىشنوى؟ از رسول خدا برايت حديث مىخوانم و تو گوش نمىكنى!!
ابن عبّاس گفت: زمانى تا مىشنيديم مردى مىگفت «قال رسول الله» چشمها وگوشهايمان سوى او تيز مىشد، امّا زمانى كه مردم به هر سره ونا سرهاى دست يازيدند، ما جز آنچه را مىشناسيم ازمردم نمىپذيريم[١].
آرى، سياست اموى بر تحريف و تهديد بنا نهاده شد در حين اينكه حقايق نزد محدّثان و حاملان آثار واضح بود، ولى قدرتِ نماياندنِ آنها را نداشتند.
در فتح الباري آمده است:
هِشام بن عبدالملك از زهرى خواست كه روايتى بسازد مبنى بر اينكه آيه ... وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ[٢]) (وآن كه بخش عمدهاى از دروغسازى را بر عهده داشت، برايش عذابى بزرگ است) درباره على نازل شده است،[٣].
در حالى كه مىبينيم زُهرى به مُعَمّر درباره حضرت على عليه السلام حديثى را روايت مىكند و به او مىگويد:
اين حديث را كتمان كن و از غيرِ من پنهان ساز، چراكه اينان [امويان] احدى را در ستايش على و ذكر نام او معذور نمىدارند.
[١] . صحيح مسلم ١: ١٣، حديث ٧؛ تهذيب الكمال ٤: ١٨٦.
[٢] . نور/ ١١.
[٣] . فتح البارى ٣٣٧- ٣ ٣٦: ٧.