منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٨١ - ١ خلفا و تدوين حديث
* مدرسه اجتهاد به مشروعيّت اجتهاد پيامبر قائل بود. امّا مدرسه «تعبّد محض» آن را انكار مىكرد؛ زيرا مبتنى بر ظن و گمان است و ميان فرض و تخمين و جزم و يقين، فاصله بسيارى وجود دارد.
* مكتب اجتهادى مىگفت كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى جانشينى پس از خود، وصيّت نكرد. امّا مكتب اهل بيت، عقيده داشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به جانشينى حضرت على و اهل بيت عليهم السلام- بعد از آن حضرت- نصّ دارد.
* قريش و مدرسه اجتهاد از تدوين سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله جلوگيرى كردند. امّا مدرسه اهل بيت به تدوين سنّتِ پيامبر پرداختند و على رغم شرايط دشوار آن دوران، به تدوين فراخواندند.
* مدرسه اجتهاد قائل بود كه «كتاب خدا ما را بس است» و «كتاب خدا را با چيزى نمىپوشانم» امّا مدرسه اهل بيت درباره قرآن بر اين باور بود كه: «قرآن در بر دارنده چند وجه است»[١] و فهم حقايق قرآن و تفصيل آياتِ آن، جز از طريق سنّت و تفسير كسانى كه از سوى خدا طلايه دارانِ علمِ قرآناند، امكان ندارد.
* مدرسه اجتهاد به اينكه سخن صحابى بر قرآن عرضه شود، تن نمىداد، بلكه قول و عمل صحابى را مخصِّص قرآن مىدانست. امّا مدرسه اهل بيت به لزوم عرضه كلام آنها به قرآن و طرح آنچه بر خلافِ قرآن باشد، فراخواند. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: «هرگاه برايتان حديثى را گفتم، خواستگاهِ قرآنى آن را از من بپرسيد»[٢] يا فرمود: «سخن مرا بر كتاب خدا عرضه بداريد، آنچه را موافق با قرآن بود برگيريد، و آنچه را بر خلافِ قرآن بود دور افكنيد»[٣].
[١] . نهج البلاغه، خطبه ٧٧.
[٢] . المحاسن ١: ٢٦٩، باب ٣٧، حديث ٣٥٨؛ اصول كافى ١: ٥٩، باب الردّ إلى الكتاب والسنّه، حديث ٥.
[٣] . الاستبصار ١: ١٩٠، باب ١١٢، حديث ٩٦٦٨.