منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٨٠ - تثبيتِ دو روش در دوره امويان
او به شمار مىرفت، وى قرآن را برايش قرائت مىكرد. اين روايت را ابو حاتم آورده است[١].
آرى، دستاورد اين شوراى ظالمانه اين شد كه امر خلافت، به عثمان و پس از او به معاويه و آن گاه به يزيد سپرده شد. و چون معاويه صغير بر مسند خلافت پا گذاشت، ستمى را كه در اين «شورا» بر اهل بيت شده بود، حس كرد، خطبه معروفى خواند و خود را از خلافت عزل كرد. راوى مىگويد:
مروان بن حكم- كه پاى منبر بود- به او گفت: اى ابا ليلا، آيا مقصودت سُنّتِ عُمَرى است؟
معاويه صغير گفت: از من دور شو، آيا دين فريبى مىكنى ... عُمَر هنگامى كه خلافت را به «شورا» وانهاد و آن را از كسى كه در عدالتش ترديدى نبود بازداشت، نهايتِ ستم را به كار بست[٢].
از پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه وداع روايت شده كه فرمود:
اى مردم، عطاى سلطان را تا زمانى كه غرض دنيوى در ميان نيست و براى رضاى خداست، بستانيد! امّا آن گاه كه قريش براى فرمان روايى به جان هم افتادند و با عطا خواستند دين شما را بخرند (و شما را به كارهايى كه مىخواهند وادارند) آن را واگذاريد[٣].
ميان دو خط مشى
اكنون مىتوانيم مرز افتراق دو خط مشى را در امور زير بيان كنيم:
* ترك حديث و فقط اخذ به قرآن؛ چراكه عُمَر گفت: از رسول خدا حديث مكنيد! هركه از شما سؤال كرد، بگوييد: ميان ما و شما كتاب خدا هست.
[١] . ذخائر العقبى: ٢٤٣.
[٢] . سمط النجوم العوالى( عاصمى شافعى) ٣: ٢١٣.
[٣] . سنن ابى داود ٣: ١٣٧، حديث ٢٩٥٨.