منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٧٨ - ميان دو خط مشى
گفت: اين سخن را واگذار، و به سخنِ ديگرى بپرداز[١].
ابن عربى استادش- شيخ فهرى- را به تقيه دعوت مىكند، ليكن استاد وى دوست مىدارد كه براى اقامه سنّت پيامبر فدا شود.
موضع بخارى و مسلم در گزينش روايات و راويان، از مثالهاى روشنِ تأثيرِ انگيزههاى سياسى در رفتار اشخاص است. اين دو تن از مروان بن حكم و ابو سفيان و معاويه و عمرو بن عاص و مُغِيرة بن شعبه و عبدالله بن عمرو بن عاص و نُعمان بن بشير، فراوان روايت نقل مىكنند، ليكن از امام حسن و امام حسين عليه السلام- دو نوه رسول خدا صلى الله عليه و آله- روايتى را نمىآورند، و بخارى هرگز به سخن امام صادق عليه السلام احتجاج نمى ورزد.
بيشتر كسانى كه بخارى از آنها روايت مىكند، عبارتاند از: ابو هُرَيره، عايشه، عُمَر، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، بخارى ٤٤٦ حديث از ابو هُرَيره، ٢٧٠ حديث از عبدالله بن عُمَر و ٤٤٢ حديث از عايشه روايت مىكند. در حالى كه از فاطمه- دختر پيامبر- يك حديث، و از حضرت على عليه السلام تنها ٢٩ حديث نقل مىكند.
چرا چنين است؟ آيا ابو هُرَيره و عبدالله بن عَمْرو بن عاص، بيشتر از على به رسول خدا نزديك بودند؟! يا اينكه حضرت على عليه السلام از صحابهاى است كه ابوهريره در توصيف او مىگويد: پرداختن به تجارت او را از ديدارِ پيامبر صلى الله عليه و آله بازداشت!
حقيقت اين است كه اين نگرش به استوار ساختنِ روح قُرَيشى در شريعت، بازمىگردد.
از مقداد روايت شده كه روز شورا به عبدالرحمان بن عوف گفت:
اى عبدالرحمان، به خدا سوگند، على را رها كردى، در حالى كه او از كسانى است كه به حق حكم مىكند و بر محورِ حق مىچرخد.
عبدالرحمان گفت: اى مقداد، والله، به خاطر مسلمانان اجتهاد ورزيدم!
[١] . احكام القرآن( ابن عربى) ٤: ٣٧١؛ الاعتصام ١: ٣٥٨؛ تفسير قرطبى ١٩: ٢٨١.