منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٢٢ - مرحله دوم
يازيد. پس اگر اجتهاد شرعى است، اجتهاد عثمان و غير او نيز شرعى مىباشد و اگر شرعى نيست، چرا ابوبكر و عمر مرتكبِ آن شدند؟!
از سويى، منع از تدوين سنّت و گرايش به كمگويى از پيامبر صلى الله عليه و آله اجتهاد نزد شيخين را پديد آورد، و اجتهاد آن دو باعث شد كه عثمان نيز اجتهاد ورزد و طبق آنچه مصلحت مىبيند حكم ايجاد كند، و خلفاى پس از اينان (به جز امام على عليه السلام) آرزوهايشان را در اجتهاد و مصلحت يافتند و ديدند كه اين كار، بهترين پردهاى است كه در پناه آن مىتوانند آراى خود را تصحيح سازند.
امّا امام على عليه السلام با اين خط مشى به ستيز پرداخت، سخنانِ آن حضرت در نهج البلاغه و ديگر جاها اين امر را چنان روشن مىسازد كه جايى براى شك باقى نمىگذارد، در اينجا دو متن از آن حضرت مى آوريم كه در ايّام خلافت خويش به ريشهيابى اختلافات مىپردازد، مىفرمايد:
سرآغاز شكلگيرى فتنهها پيروى هواهاى نفسانى و بدعتگذارى در احكام است. در اين روند كتابِ خدا مخالفت مىشود و كسانى به ناحق بر كسانِ ديگر حاكم مىگردند. اگر باطل از آميختگى با حق درمىآمد، بر حق جويان پوشيده نمىماند و اگر حق از پوشش باطل جدا مىشد، مُعاندان زبانْدرازى نمىكردند؛ ليكن مُشتى از اين و مُشتى از آن برداشته مىشود، سپس به هم مخلوط مىشوند. اينجاست كه شيطان بر اولياى خود مسلّط مىگردد، و كسانى نجات مىيابند كه از سوى خدا فرجامى نيك برايشان رقم خورده است[١].
از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: چگونه خواهيد بود زمانى كه فتنهاى شما را بپوشاند كه در آن خردسالْ قامت افرازد و بزرگسالْ پير شود، مردم در آن فتنه جارى شوند و آن را به عنوان سنّت برگيرند؛ چنان كه اگر تغييرى در آن داده شود، بگويند: «سنّت دگرگون شد، و مردم كار ناپسندى كردند!».
[١] . نهج البلاغه، خطبه ٥٠.