منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٨٨ - بيم و تثبيت
بيم و تثبيت
پيامبر صلى الله عليه و آله از سلطه قبيلهاى نسبت به شريعت بيمناك بود، همان كه قرآن هم هشدار داده بود. و تأكيد داشت كه حضرت على عليه السلام تنها كسى است كه تفسير و تأويل همه آيات و احاديث را مىداند و از روح قبيلهاى و آراى ارتجالى [از پيش خود ساخته] به دور است.
از ابو سفيان نقل شده است كه پس از تعيين ابوبكر براى خلافت، به امام على عليه السلام گفت:
شأنِ خلافت اين نيست كه در كمترين قبيله قريش باشد ... دستت را بده تا با تو بيعت كنم! به خدا سوگند اگر بخواهى، براى جنگ با ابى بكر مدينه را آكنده از سوارگان و پيادگان سازم! امام عليه السلام از بيعت با او خوددارى ورزيد[١].
در بعضى از نقلها آمده است كه امام على عليه السلام به ابو سفيان گفت:
اى ابو سفيان، دير زمانى است كه با اسلام و مسلمانان دشمنى مى ورزى! با اين كارت، نتوانستهاى به اسلام آسيب بزنى[٢].
رِبْعى از امام على عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
در ماجراى حُدَيبيّه، گروهى از مشركان نزد ما آمدند (سُهيل بن عمرو و چند تن از سرانِ مشركان ميان آنها بود) گفتند: اى رسول خدا، گروهى از فرزندان و برادران و بندگانِ ما كه درك و فهمى از دين ندارند براى فرار از اموال و كالاهاى ما، پيش تو آمدهاند، آنان را به ما بازگردان!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر آنان فهمِ درست در دين ندارند، ما آگاهشان مىسازيم! اى قريشيان، بس كنيد (و ايمان بياوريد) وگرنه خدا كسى را كه قلبش را به ايمان آزموده بر شما برمىانگيزاند تا در راه دين گردنتان را بزند!
[١] . شرح نهج البلاغه ١: ٢٢١؛ و بنگريد به، مصنّف عبدالرزّاق ٥: ٤٥١، حديث ٩٧٦٧؛ تاريخ طبرى ٢: ٢٣٧؛ المستدرك على الصحيحين ٣: ٨٣، حديث ٤٤٦٢؛ الاستيعاب ٣: ٩٧٤.
[٢] . تاريخ طبرى ٢: ٤٤٩.