منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٨٥ - بيم و تثبيت
دين را خوار و زبون ساختم، امّا شيطان رَدْهَه[١]، بانگ صاعقه اى قلبش را به تپش درآورد و سينه اش را لرزاند و كارش را ساخت؛ حال تنها اندكى از تجاوزكاران مانده و اگر خدا مرا رخصت داد بر ايشان بتازم و آنان را براندازم، دولت را از آنها بازگردانم و از آنِ خود سازم، جز تنى چند كه در اين سوى و آن سوى شهرها بمانند- و مردم را بترسانند- ..
من در خُردى، بزرگانِ عرب را به خاك انداختم و سركردگان- دو قبيله- ربيعه و مضر را هلاك ساختم، شما مىدانيد مرا نزد رسول خدا چه رتبت است، و خويشاونديم با او در چه نسبت است، آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاد و بر سينه خويش جايم داد، و مرا در بستر خود مىخوابانيد چنان كه تنم را به تن خويش مىسود و بوى خوشِ خود را به من مىبويانيد، و گاه بودى كه چيزى را مىجَويد، سپس آن را به من مىخورانيد، از من دروغى در گفتار نشنيد، و خطايى در كردار نديد، هنگامى كه از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پيمود، و خوىهاى نيكوى جهان را فراهم نمود.
و من در پى او بودم- در سفر و حضر- چنان كه شتر بچّه در پى مادر، هر روز براى من از اخلاقِ خود نشانهاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت، هر سال در حراء خلوت مىگزيد، من او را مىديدم و جز من كسى وى را نمىديد، آن هنگام جز خانهاى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و خديجه در آن بود، در هيچ خانهاى مسلمانى راه نيافته بود، من سوّمين آنان بودم، روشنايى وحى و پيامبرى را مىديدم و بوى نبوّت را مىشنودم.
من هنگامى كه وحى بر او فرود آمد، صداى ناله شيطان را شنيدم، گفتم: اى فرستاده خدا اين صداى ناله چيست؟ گفت: «اين شيطان است كه از آن كه او را نپرستند نوميد و نگران است، همانا تو مىشنوى آنچه را من مىشنوم، و
[١] . ردهه: گودالى است كه رهبر خوارج معروف به« ذوالثديه» جنازهاش در آن افتاد.( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١٣/ ١٨٣)