منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤١٤ - استمرار جريان اجتهادِ ابوبكر و عمر در دوران معاويه
سازيد و گرامى بداريد؛ و آنچه را هريك از آنها روايت مىكنند برايم بنويسيد، و نام، نام پدر و عشيرهاش را يادداشت كنيد[١].
و چون فضائل عثمان انتشار يافت، به آنان نوشت:
حديث درباره عثمان فزونى يافت و در هر شهر و سمت و ناحيه شايع است. آن گاه كه نامهام به شما رسيد، مردم را به نقل فضائل صحابه و خلفاى نخست فرا خوانيد. هيچ خبرى را كه يكى از مسلمانان درباره ابو تراب روايت مىكنند وانگذاريد مگر اينكه خبرى مناقض با آن را درباره صحابه بياوريد[٢].
اين سخن، سياستِ معاويه را روشن مىسازد و اينكه وى از همه صحابه- به جز امام على عليه السلام- خشنود بود [و در دوران او] حديث سازى شايع شد و در فقه راه يافت.
بيهقى روايت مىكند كه:
معاويه به گروهى از اصحاب رسول خدا گفت: رسول خدا از استفاده كردن پوست پلنگ براى زين مركب نهى كرد؟
گفتند: آرى.
گفت: من هم گواهم. آيا مىدانيد كه پيامبر از پوشيدن طلا- مگر قطعهاى از آن- بازداشت؟
گفتند: بلى.
گفت: آيا مىدانيد كه پيامبر از جمع ميان حج و عمره نهى كرد؟
گفتند: نه، به خدا.
گفت: به خدا سوگند، اينها با هماند[٣].
به معاويه، نيك بنگريد كه چگونه به روش گام به گام (و گذر از امور ثابت) دست مىيازد تا براى ايهام و گمراه سازى ديگران آنچه را مىخواهد به آن بچسباند.
[١] . شرح نهج البلاغه ١١: ٤٤.
[٢] . شرح نهج البلاغه ١١: ٤٥.
[٣] . مسند احمد ٤: ٩٩؛ مسند عبد بن حميد: ١٥٧، حديث ٤١٩؛ سنن بيهقى ٥: ١٩، حديث ٨٦٥١( متنى كه آورديم از اين مأخذ است).